-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
فهمیدم از هر که دور شدم، آسمانش آبی تر شده؛ خنده ام گرفت. فکر میکردم آفتابم! چه ابر سیاهی بودهام.
میدانی من خواب را دوست دارم.
هر گاه که بیدارم، زندگی ام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد.»
به قول عباس معروفی:
زمانی از دست دادن برایِ من فاجعه بود. بعدها، آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
شب ِ طرفدارای شیما کاتوزیان و قیاسی بخیر🤍 بقیه میتونن کابوس ببین . .
آرزو میکنم خدا یهجوری برات درستش کنه که از خوشحالی ندونی بخندی یا گریه کنی.
- شبتونبیغم 🤍')