eitaa logo
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
1.2هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
215 ویدیو
0 فایل
تر‌شحات ذهن ِ مریض یه Enfp و دوستاش💆🏻‍♀ محتوا مناسب هر شخصی نیست ؛ اگه تحمل دیدن هر نوع محتوایی رو ندارید لف بدید لطفا ! میشنومتون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_std8c9&btn=دیبا؛
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Cigarette / 2 🦢 .
دیگه ۱۸ سالمه پس این جغد احمق کی میخواد نامه‌ی منو بیاره که برم هاگوارتز اه.
اينكه نمی‌تونم همزمان نقاش، معمار، نويسنده، نوازنده باشم و هم كافه، كتاب‌فروشی و گلفروشی داشته باشم وهم دنيارو بگردم عميقا غمگینم می‌کنه.
واقعا خسته‌ام. از قیمت‌ها خسته‌ام، از غم دی‌ماه خسته‌ام، از وی‌پی‌انی که به زور می‌گیره خسته‌ام، از ناامیدی و اضطراب هر روزم خسته‌ام، از لباس‌ هایی که دوسشون ندارم خسته‌ام، از اینکه کاری از دستم برنمیاد خسته‌ام، از اینکه آرزوهام آرزو میمونن خسته‌ام.
با این قیمتا قطعا نخواهیم دید چه خواهد شد.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
درحال حاضر، نجات دهنده پاییزه، بارونه، هوای سرده.
می‌گفت نجات دهنده در آینه است؛ ولی بیاید قبول کنیم نجات دهنده گاهی.. خانواده است، رفیقه، یه کتابه، یه پادکسته، یه مهارته، یه پیاده رویه، یه قهوست/چایی، یه حمومه، گاهی آشنایی با آدم‌ها و تجربه‌های جدیده، شاید یه فیلم یا سریاله، موسیقیه، تراپیسته، همیشه دنبال نجات دهنده تو آینه نگرد، اون هم گاهی خسته می‌شه و از پس خودش بر نمیاد.
اولین واکنشم نسبت به ناراحت شدن، کم حرف شدنه.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
امروز 2 September، روز جهانیِ بستنی عه.
امروز 4 September، روز جهانیِ آهنگ فرستادنه.
هدایت شده از - تاسیان -
تقدیمیِ تاسیان؛ شما این پیام + این پست رو توی کانالتون بازارسال می‌کنید، تا با یک جمله و عکس کانالِ شمارو توصیف کنم. -جهتِ ارسال لینک-
هدایت شده از - تاسیان -
-تاسیان-4_5927228101690924313.mp3
زمان: حجم: 2.9M
« صنم جان، من زنده ماندم. فقط چیزهایی مُرد که نباید میمُرد. چیزهایی تلف شد که گران نبود، بلکه نمی‌شود رویشان قیمت گذاشت؛ و حالا ندارمشان... و نمی‌شود مثلا بخرم یا از کسی قرض بگیرم، یا حتی تلاش کنم که آن‌ها را به دست بیاوَرم. گاهی اوقات می‌نشینم به جاهای خالی‌ای که هیچ چیز و هیچکس پُرشان نمی‌کند فکر میکنم، دلتنگیِ عجیبی‌ست؛ آرام نمی‌آید، یکهو مثل سونامی خروشان هجوم می‌آورد.. درست وسط روز، درست وقتی که فکر میکنم قوی‌ام؛ بی‌امان موجش تنم را دَربَرمیگیرد و من هیچ راه دفاع و فراری ندارم.. و هربار تنِ زخمی و لِه شده‌ام را برمیدارم و تیمارش میکنم تا برای سونامی و طوفانِ بعدی آماده باشد. می‌دانی زنده ماندم، اما آنقدر گیجم که نمی‌دانم این خبر خوبی‌است یا خبری بد و افتضاح.. زنده ماندم اما چه زنده‌ماندنی صنم! تلخ و گَس شده‌ام؛ بداخلاق و بدعنق و آشفته‌تر از قبلم؛ بیشتر از جریان زندگی یکنواخت و راکد شده‌ام؛ از سبز شدن، پیچکِ یاسی روی دیوارِ خانه‌ای مخروبه‌ شده‌ام، درخودم آنقدر پیچیده‌ام که هرچقدر درِ خانه را بکوبند هیچکس را به خانه راه نمیدهم. اوایل فکر می‌کردم دنیا به یکباره ایستاد و همه چیز تمام شد؛ اما حالا می‌بینم دنیا درجریان و حرکت است و من ساکت و ایستاده دارم تمام می‌شوم، با امیدی که نمی‌دانم به چه چیزی بند شده و مَرا نگه‌داشته... » 'میم‌شین'