واقعا از نرگس ابیار خوشم نمیاد
بقیه ی فیلماش به کنار. بامداد خمار دو فصل ساخته ازش. هر قسمت نزدیک یه ساعت به اندازه ی فیلم سینمایی. بعد تازه عقد کردن محبوبه و رحیم. عفو کنم یه ده پونزده سالی قراره طول بکشه فیلم.
واقعا حس میکنم به اندازه ی کافی دارم از دوره اول لذت نمیبرم. میگن دوره دوم شبیه زندانه. راستم میگن مدرسه شون همه ش سیاه و خاکستریه. بعد حس میکنم دیگه قرار نیس اون جو دوستی بین همکلاسی ها باشه. یهو درسا خیلی سخت میشن و …
حرف اخرو اول بزنم: مث من نباشید. به خودتون سخت نگیرید. شل کنید. لذت ببرید. نه دارک شد. آقا تهش، لذت ببرین از مسیر. مقصد قرار نیس چیز خاصی باشه.
مامانم داره چیز میکنه که آخر هفته بریم دزفول. گفتم وایسا برم با مدیر برنامه م هماهنگ کنم، رفتم سررسیدمو اوردم کارامو چک کنم. 😂
دیس ایز مای دیِرِس پِلَن مَنِیجِر🤡
مامانم داره چیز میکنه که آخر هفته بریم دزفول. گفتم وایسا برم با مدیر برنامه م هماهنگ کنم، رفتم سررسیدمو اوردم کارامو چک کنم. 😂
دیس ایز مای دیِرِس پِلَن مَنِیجِر🤡
بابام( رو به من و مامانم ): بچه ها این انار دون شده تو یخچال گذاشتم. لطفا بخورین.
مامانم تو همچین شرایطی: النا، حسین من میوه پاک کردم تو یخچاله. نخورین. میخوام ببرم سر کار. 🤣🤣🤣
🦃Error 405
وایسا جریان اینو بگم. دو هفته پیش تولد داداشم بود. بعد بادکنکاش مونده بود. من اومدم رو یکی شون نوشت
انیتا شالامبوس اینه. بدبختم کردین هی تو مدرسه شالامبوس شالامبوس میکنین منو یاد خواهرم میندازین
🦃Error 405
بابام( رو به من و مامانم ): بچه ها این انار دون شده تو یخچال گذاشتم. لطفا بخورین. مامانم تو همچین ش
جدی اتفاق افتاد. خیار قاچ کرده بود. دو تا برداشتم گفت دست نزن اینا رو میخوام🤣🤣🤣