آقاےِ شاعــر
گاه و بی گاه شقیقهست و تفنگی که منم به سرم میزنه این دفعه چجوری بزنم
به این تفنگ نگاه کنم ؟
دوباره یاد تو . . .
تو عروسی کن ، من رو برجکم میرقصم
پا میکوبم ، هر روز احترام میزارم
جدیدا گلارو دوست دارم
ز کدام رَه رسیدی
ز کدام دَر گذشتی
که ندیده دیده
ناگَه به درون دل فتادی...؟
چون قشنگ بود؛