یه جملهی خیلی قشنگ تو یه کتاب خوندم که نوشته بود:
«همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق میافتد.»
خلاصه که ریلکس باش،
ببین،
بشنو،
بگذر،
جدی نگیر
و یادت بمونه که گاهی صبر خود تلاشه...
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
تو زندگی یه مرحلهای هست که فقط میشینی و نگا میکنی. نه می خندی ، نه گریه میکنی، نه عصبانی میشی،، نه غصه میخوری، نه ذوق میکنی، خنثیِ خنثی؛ به گذشتهت فکر میکنی، به تموم چیزایی که برات مهم بودن و حالا بهشون حسی نداری، به آیندت فکر میکنی، که چقدر مبهمه، چقدر ترسناکه، چقدر همه چی پوچ و بی معنیه.
-یک دیوانه | یادداشتهاییکدیوانه
حالم خوب نیست و میترسم با کسی حرف بزنم. که اینروزها حرف زدن، بیشتر غمگینم میکند. چیزهایی هست که نمیخواهی حتی در ذهن خودت مرورشان کنی و بازگو کردنشان، به همزدن خاکستر میماند و آتش خفتهی درونت را شعلهور میکند. دردهایی هست که نپذیرفتهای، که نمیپذیری، که نمیخواهی بپذیری!
در زندگی همهی ما زمانهایی میرسد که قویترین آدم زمین هم اگر باشیم، حریف ارتش مسلح اندوه نیستیم.
دارم یکتنه میجنگم و هر شب با سربازانی خسته و زخمی از نبردی نابرابر، به رختخوابم باز میگردم...
-صرافیان | یادداشتهاییکدیوانه