انگشترم تو گردنم کنار پلاکه
تنها امیدم خداست و مشتی از این خاکه
رو سرم یه یاحسین و رو سینم یه عکسه
این راه طولانی شده یا که پوتینم برعکسه
هدایت شده از یادداشت هایَم؛
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادیت جدید بنده.
ما بیایم خلوت میایم!
تا برگردی یقین دارم مثل تابوت این خونه
اگه مردم تو تنهایی کلیدت زیر گلدونه
واسه این مرد سنگینه با آینه درد و دل کردن
زمستون لای موهامه همه دلگرمیام سردن
میلرزه شونه هام از غم مثل بم غرق اواره
مژه هاش میله زندون ، چشماش حبس ابد داره
اسم توی دستم وقت قنوت از از گریه شر میرفت
قلبم چشم به راهه با هر صدایی سمت در میرفت