چقد دعا کردم تا یه روزی داغتو نبینم
چقد مرده شدن تک تکشون داغ روی سینم
چقد گریه کردم من از ترس از دست دادنت
ولی مردم دیدم داری گرم میگیری تو با همه
من از دنیا چی میخواستم من از خدا چی میخواستم
چقد دیگه بمیرم پات چقد پای تو من وایستم
ببین بگیر اتیش ای دل بیصاحاب دل مرده
کسی اینجا برای نبودنت غصه نخورده
بشین تا صبح بگم با خود چه کردم از غم دوریت
ببین تا مردنم دردی بشه روی غم دوریت
همون مقدادی اسمش برات سنگینی میکرده
الان مردی شده که توی شهر نماد این درده