میدونی عشق یعنی چی؟
یعنی بپرسم ازت که کی میخندی ؟
بگی بدون تو هیچوقت
بگم اشکات کی میریزه ؟
بگی تو نباشی یه وقت
بگم کی دلت ارومه
بگی وقتایی که هستی ، نه زبونم لال بفهمم یه روز قلبمو شکستی
بگم اگه یه ساعت نباشم؟
بگی مگه میشه ؟
بگم اگه بشه؟
بگی دلم دیوونه میشه
بگم یکم تحمل کن دیگه اخراشه
بگی ارزو ندارم اگه قلب تو مال من باشه
میدونی شبا میبندنم به تخت خوابم ببره ؟
چقد دارو داده دکتر تورو از یادم ببره
میدونی شبا بعد تو جنون میگیرم یه سره
هی سیلی میزنم به خودم که خوابم بپره
این جنونمو دوستش دارم میخوام سر جاش باشه
میخوام از دیوونگیم توی محل همیشه حرف باشه
میخوام یادم بمونم که تو چیکار باهام کردی
هدایت شده از یادداشت هایَم؛
وقتی میگم روزت چطور بود، برام یه رمان بنویس، من میخونمش.
تو این چند سال نبودش همه عشقارو پس زده
همینکه تو این چندسال نمرده براش کافیه
کمکش کن که دوباره با ایینه ها اشتی کنه
تو تموم این چند سال همه ایینه ها خالیه
ایینه هارو شیکونده همرو کشیده رو رگش
گاهی وقتا خوبه گاهی بالا میاد روی سگش
خودشو یه عاشق از نسل دیوونه ها میبینه
همش توی فکره راه میره نمیتونه بشینه
با رنگ سیاه سفید همه خونه رو رنگ زده
همه جا بهم ریختس انگار خونه رو جنگ زده
حتی هرکی بهش سلام میکنه جوابی نمیگیره
یه حس عجیبی داره انگار میدونه میمیره