آقاےِ شاعــر
ولی کاش یکی حواسش بهمون بود ..
نیست برادر من نیست .
همه فقط حرفاََ
حتی اونی که میاد میگه نگرانتم. . .
کور رنگی ندارم، ولی خیلی وقته که چراغ سبزهاشون رو زرد و قرمز میبینم. نه اونقد کورم، نه اونقد بوق. فقط تهشو میدونم
مثل یه استندآپ کمدینم که هیچکدوم از تماشاچیاش به جوکش نخندیدن. مثل یه جوکم که هیچکس بهش نمیخنده. مثل یه مشت تماشاچی ام که به هیچ جوکی نمیخندن. مثل یه سالن کوچیکم، پر از آدم ولی تنها. مثل آسمون بالای سالنم. سیاه و تاریک. مثل ماه توی همون آسمونم، گیرافتاده پشت ابرای نور خوار. مثل فضای ورای آسمونم. خالی.
مثه قلبم ، خالی از احساس.
هدایت شده از آقاےِ شاعــر
میگردم پی اونکه دریا ، شبا ساحلم باشه
یکم دیوونه بازی خوبه اما عاقلم باشه
ای کاش خرابیات تو شهر تموم مشکلم باشه
یه مهربون بیاد بجات، نخواستیم خوشگلم باشه
من دوست ندارم هیشکی جاتو ماه کاملم باشه
بگردی دنبالم تو ، هرکی که شمایلم باشه
تهش میشه میاد تو قلبم اونکه لایقم باشه
توی موجای طوفانی تو دریا قایقم باشه
یکی که روحیه اش دقیقا عین سابقم باشه
میاد اخر یکی برعکس تو که عاشقم باشه