کاری به بچه سالای ایتا ندارم انقد بهشون زدم اشکشون در اومده.
حداقل تویی که قیافه نداری برا ما قیافه نگیر.
نوشتم هرچی که روی دلم مونده توی نامه
نشون داری اونجای سوختگی که همیشه بامه
پشت دستمو داغ کردم که این پاکت آخره
پُک آخرو سفت گرفتم که عطرش نپره
گفتی میمونم اما سیگارو ترکش کن واسم
ای تف به ترک دادنت که هنوز لای دستامه
گفتی بهونه گیری میکنی کاری نداره که
گفتم از سر دلتنگی میخوام ریه هام بسوزه
روز آخر جوابمو دادی زیر همون نامه
سیگار بهونه بود این یادگارته که باهامه
تورو اوردم پیش خودم که قشنگ بزرگ بشی
من بد آوردم بد آوردم قبول دارم آره
همیشه ساز زمونه با ساز دل تو کوک نیست
با ساز کی میرقصی فک کردی قلب من آشوب نیست