شاید هیچ پاسخی سوالمون رو بر نداره
عشق پناهگاه بود یا که تابوت
اون که کشته شد منم
یا اون که در فراره
نمیدونی بدونِ تو شبام دیگه صبح نمیشه
چشام به سمتِ راهه تو، ولی تو پیدات نمیشه
هربار که خواستم تورو من دیگه از یاد ببرم
دوباره اسمِ تو میاد، این قلم آروم نمیشه
آقاےِ شاعــر
نمیدونی بدونِ تو شبام دیگه صبح نمیشه چشام به سمتِ راهه تو، ولی تو پیدات نمیشه هربار که خواستم تورو م
تو فرق میکردی با همه تو غرق میکردی
میموندی اما آخرش تو ترک میکردی
من همه قلبم فقط مالِ خودت بود
اما تو قلبتو به همه هدیه میکردی
دیگه کمکی نکردم، دعوتی نکردم، زنگی نزدم، فهمیدم رفیق واقعی من بودم، نه اونها.