هدایت شده از شاپرك.
نه میتوان دستانت را لمس کرد نه میتوان عطرت را بویید و نه میتوان موهایت را نوازش کرد.
دوری ، دور تر از آن ستارهای که هر شب در آسمان برایش لبخند میزنم ستاره ای که حداقل گه گاه در آسمانم است.
کسی براش اهمیتی نداره که تو ناراحتی، ناراحتیت رو بغل بگیر و بخواب؛
فردا صبح هم با ناراحتیِ بیشتر و بدتری که نمیتونی درموردش به کسی چیزی بگی بیدار شو...
روزا پا شغل، شبا پا علاقه
قلمم خورشید، کماکان براقه
انقدر هم خواب نشدم با شب
تو دفترش ثبت ازم مهر طلاقه
خشکی لحن من عمدی نی ، دلیل اینه کلی جنگیدیم
فحش خوردیم حرفی نی، مخفیه بغضی که سنگینی؛
آقاےِ شاعــر
خشکی لحن من عمدی نی ، دلیل اینه کلی جنگیدیم فحش خوردیم حرفی نی، مخفیه بغضی که سنگینی؛
میکنه توی گلو، اما نمیاد هیچی به رو
ادب علت بدون، بنده دو رو نبوده حتی یه روز
معنی استقامت رو دیدم تو درخشش اشکای شب
معنی صداقت رو دیدم تو رفتارا نه حرفای لب