ــ
همچنان در ظلمت ِشبهای بیمهتاب ،
همچنان پژمرده در پهنای این مرداب ،
همچنان لبریز از اندوه میپرسم :
_ «جام اگر بشکست؟
ساز اگر بگسست؟
شعر اگر دیگر به دل ننشست...؟»
◆] ؛
این قلب ِترک خوردهٔ من بند به مو بود
من عاشق ِاو بودم و او عاشق ِاو بود . .