در این مدت، زندگی به گونهای سپری شدهاست ك میتوانم سالها بدونِ آنکه هیچ اتفاقِ غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.
آدمها تمام نمیشوند، آدمها نیمهشب، با همهی آنچه در پس ذهن ِ تو، برایت باقی گذاشتهاند، به تو هجوم میآورند.
من ك هر شب این حوالی در غزل میبوسمت؛
جانِ دل وقتی ك خوابی بوسه را حس میکنی؟