eitaa logo
نیوک‌لیدر
387 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
420 ویدیو
2 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
دست خدا عیان شد خامنه‌ای جوان شد @Nucleader
صد شکر که این آمد ‌و صد حیف که آن رفت
ما با حضرتعالی به‌عنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم؛ همان‌گونه که پیش از این درباره‌ی امام امت(ره) بوده‌ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری که پیش از این داشته‌اند‌.‌ خدا شاهد است که این سخن از سر کمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانه‌های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل‌الله عشق می‌ورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه‌ی‌ خشک و بی‌روح. این سخن یک فرد نیست؛‌ دست جماعتی عظیم است که به‌سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند.‌ بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده،‌ که مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما. کمترین مطیع شما بخشی از نامه شهید سید مرتضی آوینی در بیعت با شهید امام سید علی خامنه‌ای @Nucleader
بسم الله الرحمن الرحیم اکنون که به لطف الهی، آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد، برای سلامتی و حفظ او‌ از شر و مکر دشمنان داخلی و خارجی و به این نیت که در رهبری انقلاب مؤید به حمایت امام عصر روحی و اروحنافداه علیه‌السلام باشند و این پرچم را به دست آن حجت حق تحویل بدهند، قصد داریم قربانی انجام دهیم. شماره کارت: به نام: فاطمه ابوالحسنی 6037991922200047 @Nucleader
سایت عربی الطریق العربی مدعی شد اولین دسته از اسرای آمریکایی با وجود جراحاتی با درجات مختلف، در اختیار تیم های حفاظتی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. @Nucleader
هرچی ویدیو میخوایم بذاریم ایتا نمیذاره. ممنون😅
ده روز از آغاز جنگ ایران و محور شرارت گذشته که سر شب خبرهایی از احتمال توقف جنگ می‌آید. چگونه؟ ترامپ گفته همه اهداف را زده‌ایم و چیزی باقی نمانده و جنگ تقریبا تمام شده به نظر می‌رسد. بعد این تبدیل به موجی در رسانه‌های ما می‌شود که هیئت ایرانی رفته، نرفته، کاهش تنش می‌دهیم، نمی‌دهیم و در همین بازی همیشگی او تهران و چند شهر را به شدیدترین نوع حملات این چند روز بمباران می‌کند. نمیدانم دوباره در وزارت امور خارجه کسی وارد بازی اره دادن و تیشه گرفتن شده یا نه، اما آمریکا همین است. تصویر خیلی واضحی دارد. همان شبی که شایعه پایان جنگ می‌آید، حملاتش بیشتر می‌شود. این برهه از تاریخ دیگر جای ترس نیست‌. جای مصلحت‌اندیشی هم نیست. موقع خیالات ابلهانه -اگر خیانت‌آمیز نباشد- هم نیست. این مسیری است که در این دو سال چند بار در محور مقاومت آزمایش شده. یا کاری می‌کنید که آمریکا لااقل تا سه چهار دهه فکر بازی با دم شیر را از سرش بیرون کند، یا هر شش ماه یک بار بوی خون بشنود و دست به ترور بزند. @Nucleader
روزنوشت‌های جنگ. شماره یک. روز هشتم. شاید از این به بعد چیزهایی نوشتم. شاید ننوشتم، اما میدانم همه چیز را نخواهم نوشت. چرا؟ بعدا خواهم گفت. روز هشتم جنگ با محمدرضا سوار موتور بودیم توی شهر می‌چرخیدیم. مثل باقی این چند روز. خبر رسید نمایندگی ایران خودرو موشک خورده. رفتیم آنجا. بعضی‌ها بیرون آمده بودند دم در نشسته بودند، بعضی‌ها هم داشتند بیرون می‌آمدند. به نظر نمی‌آمد کسی آسیب جدی دیده باشد، بیشتر بخاطر موج انفجار کپ کرده بودند. صحنه‌های اول این‌ها بود و یک آمبولانس که این‌ها را سوار می‌کرد، چند نیروی امنیتی که سعی می‌کردند مردم را متفرق کنند و یک طلبه. طلبه‌ای هم سن و سال خودم که به آسیب دیده‌ها آب می‌داد. یکی از کارگرها از همه بیشتر آزرده بود. موج انفجار در تنش رعشه ایجاد کرده بود. مثل کسی که سردش شده باشد می‌لرزید. یک دقیقه بعد مردی سوار بر موتور جلوی پایش ایستاد، جوان صدا زد بابا. طلبه دوید سمت پدر. مرد را بغل کرد، دلداری داد گفت چیزی نشده. جسمش آسیبی ندیده. مرد پسرش را بغل کرد. مثل کوه ایستاده بود و نشان نداد هول شده یا چیزی که پسر را آزرده کند. محمدرضا تصویر می‌گرفت، من هم احوال را ثبت میکردم. چند دقیقه بعد یکی از نیروهای امنیتی گفت خلوت کنید. ما هم کارمان تمام شده بود، گوش دادیم. دور زدن در شهر ادامه داشت. شب میدان انقلاب و چهارراه ولیعصر را بالا پایین می‌کردیم که نور بزرگی در آسمان دیده شد. انبار نفت شهر ری و بعد شهران. باز سوار موتور شدیم از انقلاب تا شهران سوار موتور، سوز سرما هم بود. وقتی رسیدیم شعله آتش زبانه می‌کشید. یکی ایستاده بود داشت با گوشی‌فیلم می‌گرفت تا چشمش به چشمهام افتاد گوشی را گذاشت توی جیبش. محمدرضا با یکی از برادران امنیتی صحبت کرد و بعد رفت تصویر بگیرد. چند دقیقه بعد گفت بریم آن سمت را هم ببینیم. چند خیابان پایینتر. طبق معمول چند لایه ایست بازرسی بود که مجوز را نشان دادیم و دوتا‌ را راحت رد کردیم. سومی بدجور راه نمی‌آمد. چهره‌اش شبیه جواد یکی از دوستانمان بود. کم‌سن‌تر بود و سر و‌گوشش برای شوخی می‌جنبید. اصرار داشت اینجا نوشته مخصوص حمل دوربین. میتوانید دوربین حمل کنید. کمی شوخی- خنده کردیم قلقش دستمان آمد که دارد اذیت می‌کند. البته واقعا نمی‌خواست بگذارد برویم، ولی راضیش کردیم یکی از دوستانش به جای من با محمدرضا برود سه کوچه بالاتر تصویر بگیرند بیایند. توی این مدت ما دیالوگ‌هایی داشتیم. اینکه گفتم همه را نمینویسم به اینجا برمیگردد. میشود نوشت و اتفاقا خیلی هم جذاب می‌شود، اما من دوست ندارم چیزهایی که آن بچه بسیجی احتمالا ۲۴-۲۵ ساله داشت می‌گفت را بنویسم. اما این را میتوانم بنویسم که او انجا بدون اینکه چیزی عایدش شود ایستاده بود. توی سرما. شوخی می‌کرد. اعصابش هم از غر زدن‌های برخی که آمده بودند بروند بالا خرد شده بود و حالا یکی را گیر آورده بود که همه آن‌ها را برایش تعریف کند. و من همه آن تعریف‌ها را قلم می‌گیرم که یک درصد نکند جایی استفاده بدی بشود.کار که تمام شد دست دادیم خداحافظی کردیم برگشتیم. دیر وقت بود. @Nucleader
خدایا دشمنان ما بی‌۱ دارند، بی۲ دارند، بی۵۲ دارند، اف۳۵ دارند، ناو دارند، موشک دارند، گنبد آهنین دارند، برترین تکنولوژی روز رو دارند، هوش مصنوعی دارند، هژمونی ظلم و ترس ایجاد می‌کنند اما ما تو و چهارده معصومت را داریم. ما میدانیم تو بزرگتر از هر چیزی. میدانیم اینها در برابر قدرت و عظمت تو هیچ نیستند. میدانیم همه تکنولوژی آنها در برابر قدرت اهل بیتت هیچ جایی ندارد. و میدانیم حتی موشک‌هامان‌ هم از آن توست. تو نخواهی، شلیک نمی‌شود. تو نخواهی اصابت نمی‌کند. خدایا قادر مطلق تویی. اگر تو‌ بخواهی ما بر همه آن‌ها پیروز‌ می‌شویم. خدایا تو به رزمندگان حزب‌الله لطف داشتی، جنگ ۳۳ روزه شد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به آن‌ها مدد رساند. پیروز شدند. دشمن هم این کمک را فهمید. خدایا به حق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، به حق امیرالمؤمنین که شب شهادت اوست و به حق‌ آخرین حجت حق، به ما مدد برسان از این جنگ سربلند و پیروز بیرون بیاییم. رزمندگان ما را پیروز کن. رهبر شهید ما و امام مرحوم را با اهل بیت محشور کن، رهبر حاضر ما را بر دشمنان پیروز کن. یهود رو به دست او مجازات کن. خدایا ما سختی‌های زیادی دیده‌ایم. این سختی‌ها رو با دیدن امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضور در دوران ظهور او و سربازی او به‌پایان ببر. به خودت قسم دعایی جز ظهور او نداریم. @Nucleader
هر انقلابی دو چهره دارد: چهره اول: «خون»، چهره دوم: «پيام». و شهيد يعنی حاضر! ‌کسانی که مرگ سرخ را به‌دست خويش و به‌عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتی که دارد می‌میرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزش‌های بزرگی که دارد مسخ مي‌شود، انتخاب مي‌کنند، شهيدند. حی و حاضر. و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا، که در پيشگاه خلق نيز،‌ و در هر عصری و قرنی و هر زمانی و زمینی. و آن‌ها که تن به هر ذلتی می‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌های خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد آيا کسانی که سخاوتمندانه با حسين به قتلگاه خويش آمده‌اند و مرگ خويش را انتخاب کرده‌اند، درحالیکه صدها گريزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعی و دينی برای زنده‌ماندن‌شان بود، توجيه و تاويل نکرده‌اند و مرده‌اند، اين‌ها زنده هستند؟ آيا آن‌ها که برای ماندن‌شان تن به ذلت و پستی رها کردن حسين علیه‌السلام و تحميل کردن يزيد دادند، کدام هنوز زنده‌اند؟ هر کس زنده بودن را فقط در يک لش متحرک نمی‌بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسين را با همه وجودش می‌بیند، حس می‌کند و مرگ کسانی را که به ذلت‌ها داده‌اند، تا زنده بمانند، می‌بیند. آن‌ها نشان دادند. شهيد نشان می‌دهد و می‌آموزد و پيام می‌دهد که در برابر ظلم و ستم، اي کساني که مي‌پنداريد: «نتوانستن از جهاد معاف می‌کند» و ای کسانی که مي‌گویید: «پيروزی بر خصم هنگامی تحقق دارد که بر خصم غلبه شود» نه! ‌شهيد انساني است که در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز می‌شود، و اگر دشمنش را نمی‌شکند، رسوا می‌کند. و شهيد قلب تاريخ است، همچنان‌که قلب به رنگ‌های خشک اندام، خون، حيات و زندگی می‌دهد. جامعه‌ای که رو به مردن می‌رود، جامعه‌ای که فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند، ‌و جامعه‌ای که به مرگ تدريجی گرفتار است، جامعه‌ای که تسليم را تمکين کرده است، جامعه‌ای که احساس مسووليت را از ياد برده است و جامعه‌ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، ‌و تاريخی که از حيات و جنبش و حرکت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبی،‌ به اندام‌های خشک مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را می‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است که به يک نسل، ايمان جديد به خويشتن را می‌بخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد. @Nucleader
مردم یادمان باشد سید مجید موسوی فرمانده عزیز در میدان گفت ما موشک می‌زنیم، شما هم در خیابان حاضر باشید. خیابان، تنگه احد امروز ماست. @Nucleader
رویترز: حزب‌الله لبنان دیگر حملات ساده انجام نمی‌دهد و در کنار حملات موشکی وارد یک جنگ چریکی سنگین شبیه جنگ دهه ۲۰۰۰ بازمی‌گردد. آنها امروز به صورت موزاییکی عمل می‌کنند و به صورت گروه‌های کوچک عمل می‌کنند، از سیستم‌های ارتباط الکترونیکی دوری می‌کنند، از تونل‌ها استفاده می‌کنند و با سیستم‌های ضدتانک و سلاح‌های سنگین به اسرائیل حمله می‌کنند برخلاف انتظار، حزب‌الله کاملا بسیار قدرتمند است و حتی می‌تواند عملیات زمینی علیه اسرائیل را آغاز کند. @Nucleader