«پایداریچی» هم مثل برخی کلمات دیگر در سپهر سیاست ایران تبدیل به یک فحش شده. مثل «فاشیست» یا «پوپولیست» و کلماتی نظیر این.
و گویندگان آن معمولا اشخاصی با روحیه کاملا دیکتاتوری هستند که سعی دارند با یک برچسب، جلوی گفتگو و مکالمه را بگیرند. آنها راحتترین راه را انتخاب میکنند. با گفتن پایداریچی، سعی میکنند بدترین کلمهای که به ذهنشان میرسد را به شما نسبت دهند تا نتوانید دیالوگ کنید.
بهترین راه بیتوجهی به این کلمات است. آنقدر که از کارکرد بیفتند.
والا کیست که نداند اولا آنها که امروز پایداریچی را فحش کردهاند، خودشان با همین گروه لیست انتخاباتی دادند. دوما خودشان یک روزی «چماقکش» و «لولهکن» به حساب میآمدند. سوما اینکه علاوهبر اینکه خودشان مشمول برچسبهای مشابه بودهاند، جریانی هم که به آنها دست اتحاد دادند یعنی اصلاحطلبها، آنقدر تند بودهاند که سالهای قبل آیتالله خامنهای و شهید بهشتی را مروج اسلام آمریکایی بدانند و صدام را خالد بن ولید بخوانند.
@Nucleader
این تصویر با محتوای مشابهی آنچه در اینجا نوشته شده، در یک روز گذشته چندین بار بیان شده. اولا برخلاف کلامشان، اتفاقا چنین مطالبی نشان میدهد هنوز بحثهای انتخاباتی در آن سمت ماجرا جریان دارد و تبدیل به کینه شده. دوم اینکه ما مسئلهای با نقد امیرحسین ثابتی نداریم. اصلا فرض میکنیم او در تمام آنات خویش خزعبل میگوید، سلمنا!
مسئله اینجاست که اینها از یکسو معتقدند مداح محترمی مثل میثم مطیعی حق صحبت پشت تریبون را دارد -که به نظرم حتما دارد-، اما نماینده مجلسی که از قضا بیشتر از برخی افراد رأی آورده حق حرف زدن ندارد! چرا؟ چون با او مخالفاند.
بعد جالب اینجاست که اینها همانطور که گفتم جایی برای گفتمان و دیالوگ نمیگذارند، معتقدند باید لوله کرد. مثل مرحوم هاشمی باید گونی آورد و دهانها را بست. و البته اینکه این را صریح میگویند خوب است. هرکه حرف بزند و گوش نکند، به قول خودشان با «بناپارتیسم» روبرو است. بناپارت هم که معلوم است کیست!
@Nucleader
برای اولین بار پس از سه هفته ارتش اسرائیل علاوه بر جنوب لبنان، به بقاع نیز حمله کرد.
@Nucleader
نیوکلیدر
هر بار که تصمیم میگیرم دست از این بحثها بردارم، چیزهای عجیبتری میبینم. مثل این مصاحبه.
آقای محمد رشیدی نماینده مجلس، سه روز قبل مصاحبه کرده و گفتهاند که نمایندههای مجلس از جزییات مذاکره خبر ندارند.
امروز نامشان در این نامه ۲۶۰ نفره دیده شده.
@Nucleader
در ماجرای تصویب برجام هم دقیقا همین فضای خفقان و این بازیها توسط سیاسیون، نمایندگان مجلس و... وجود داشت. آن زمان هم متن برجام محرمانه ماند، نمایندگان مجلس قبل از امضای این قرارداد نامه حمایتی دادند، بعدا آمدند گفتند ما از وجود اسنپبک در برجام خبر نداشتیم، درحالیکه افرادی مثل جلیلی، ثابتی و چند تن دیگر آن را تشریح کرده بودند.
همان موقع رهبر شهید انقلاب درباره اینکه چگونه باید با منتقدین صحبت کرد، چنین نظری داشت.
امروز نماینده مجلس میگوید باید نباید به مردم توضیح داد و باید محرمانه بماند.
@Nucleader
نیوکلیدر
«پایداریچی» هم مثل برخی کلمات دیگر در سپهر سیاست ایران تبدیل به یک فحش شده. مثل «فاشیست» یا «پوپول
در سالهای اخیر خصوصا از سال ۱۴۰۳، بخشی از جامعه حزباللهی که بدنهای متصل به ارگانهای رسمی و نه مردمی دارند -که نتیجه آن هم در جای خود مشخص شد-، بهفرموده عباراتی را برای سرکوب و بستن دهان منتقدان استفاده میکنند.
یکی از عباراتی که از معنای اصلی خارج و تبدیل به فحش شده، کلمه «خوارج» است که از قضا این قشر بسیار به کار میبرند.
خوارج چه کسانی هستند؟ در پاسخ به این سوال من از بیانات حجهالاسلام حامد کاشانی استفاده میکنم:
«حضرت [به اینها] فرمود خوب اگر من را وادار به حکمیّت بکنید که این یک باخت است. برای چه حکمیّت؟ برای چه من باید بنشینم مذاکره بکنم؟ در فضای غیر تساوی سر چه چیز مذاکره بکنم؟ در حالی که ما در پیروزی هستیم. گفتند اگر مذاکره را قبول نکنی، ما تو را تسلیم معاویه می کنیم. حضرت دیدند بسط ید ندارند، فرمودند باشد. آنها اقلاً به حرف معاویه گوش کردند؛ عمروعاص را معاویه انتخاب کرده است، من هم «عبدالله بن عبّاس» را انتخاب می کنم. گفتند نمیشود «لَا یحْکمُ فِینَا مُضَرِیانِ». هم عمرو عاص از عرب مضر عدنان باشد، هم ابن عبّاس از عرب عدنان باشد، ما ضرر میکنیم. ما این همه جنگیدیم. سهم ما چه می شود؟ کسی کار ندارد که شما جنگیدید، جهاد فی سبیل الله کردید، حالا چرا دارید مملکت را به باد می دهید؟
گفتند نه قبول نمی کنیم. حضرت فرمود پس مالک. گفتند مالک جزء قتله عثمان است. راضی نمیشویم به جز ابوموسی اشعری.»
صحبتهای دیگری از ایشان هم در مورد خوارج موجود است. آنچه امروز از خوارج گفته میشود، یک قاب بسته از ماجرای پس از حکمیت است که آنها روبروی علی علیهالسلام ایستادند. درحالیکه این گروه با دیدن قرآنهای روی نیزه و مذاکرهخواهی دشمن، علی علیهالسلام را مجبور به پذیرش حکمیت و مذاکره کردند. بعد که ابوموسی اشعری فریب خورد، امام این را مغایر قرآن دانست و گفت قصد جنگ با معاویه را دارد. از خوارج دعوت کرد با معاویه بجنگند، اما آنها با امام مخالفت بیشتری ورزیدند.
این چیزی است که به عمد سانسور میکنند و آن را نمیگویند.
@Nucleader
نیوکلیدر
در سالهای اخیر خصوصا از سال ۱۴۰۳، بخشی از جامعه حزباللهی که بدنهای متصل به ارگانهای رسمی و نه مر
این هم تعریف امام شهید سید علی خامنهای از خوارج:
خوارج را درست بشناسید: کسانی با تمسّکِ ظاهر به دین، با تمسّک به آیات قرآن، حفظ کردن قرآن، حفظ کردن نهجالبلاغه (البته آن روز فقط قرآن بود؛ ولی در دورههای بعد، هر چه که مصلحت باشد و ظاهر دینیِ آنها را حفظ کند) به برخی از امور دینی ظاهراً اعتقاد داشتند؛ اما با آن لُبّ و اساس دین مخالفت میکردند و بر روی این حرف تعصّب داشتند.
دم از خدا میزدند؛ اما نوکریِ حلقه به گوش شیطان را داشتند. دیدید که منافقین یک روز آن طور ادّعاهایی داشتند؛ بعد هم وقتی لازم شد، برای مبارزه با انقلاب و امام و نظام جمهوری اسلامی، با امریکا و صهیونیستها و صدّام و با هر کس دیگر حاضر بودند کار کنند و نوکریشان را انجام دهند! خوارج، این طور موجوداتی بودند.
@Nucleader
یکبار دیگر وضعیت این روزها را با هم مرور کنیم:
در چهلمین روز جنگ، با اعلام ترامپ، وارد آتشبس ۱۴روزه شدیم. برای ورود به مذاکره، دو شرط تعیین کرده بودیم: نخست، برقراری آتشبس در سراسر لبنان؛ دوم، آزادسازی پولهای بلوکهشده.
اما شرط دوم محقق نشد و شرط اول نیز تنها در بیروت اجرا شد. با اینحال، با وجود همین وضعیت، وارد مذاکره شدیم. یک هفته بعد از مذاکره، شرط دوم بالاخره اجرایی شد؛ آن هم نه با گفتگو که با تهدید جدی نظامی! بعد از چند روز هم باز آتشبس در جنوب لبنان و اکنون در بقاع نقض شده است.
پس از خروج از مذاکرات، روایتهای مختلفی منتشر شد که همگی از زیادهخواهی طرف آمریکایی حکایت داشت. یکی از اعضای هیئت ایرانی، سید محمود نبویان، تصریح کرد که ما دچار خطا شدیم؛ هم در ورود به مذاکره درباره مسئله هستهای ـ برخلاف نظر رهبری ـ و هم در برخی محاسبات راهبردی دیگر. برخی دیگر از نمایندگان نیز از مخالفت رهبر انقلاب با طرح موضوعاتی چون هستهای و تنگه هرمز سخن گفتند.
حتی اخباری درباره مخالفت ایشان با حضور در دور دوم مذاکرات نیز مطرح شده است.
اکنون، در حالی که حدود ۱۹ روز از آتشبس میگذرد و تمدید آن نیز بهصورت یکطرفه انجام شده، شرط آزادسازی پولها عملاً به فراموشی سپرده شده است. از سوی دیگر، رسانهها به نقل از ایران میگویند که اگر همان شرط دوم ـ یعنی آتشبس در لبنان ـ که پیشتر نیز ادعا میشد اجرایی شده، بار دیگر برقرار شود، آنگاه درباره تنگه هرمز و سپس مسئله هستهای گفتوگو خواهیم کرد.
آیا معنای این روند آن است که شرطی که دو بار نقض شده، برای بار سوم مبنای تصمیمگیری قرار گیرد، تا در ازای آن، موضوعاتی که پیشتر از آنها نهی شده بود، به میز گفتوگو بازگردیم؟
پس چه زمانی قرار است از مطالبات اصلی سخن گفته شود؟ از غرامتها، از آزادسازی داراییهای بلوکهشده، از خروج آمریکا از منطقه و دیگر حقوقی که بارها بر آن تأکید شده است؟
نکند آنها که ده شرط ما را مطالبه میکنند هم به «لوبیای سحرآمیز» معتقدند؟ چرا دیگر صحبتی از شروط ما نیست؟
@Nucleader