eitaa logo
نیوک‌لیدر
387 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
420 ویدیو
2 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
نیوک‌لیدر
هر بار که تصمیم می‌گیرم دست از این بحث‌ها بردارم، چیزهای عجیب‌تری می‌بینم. مثل این مصاحبه. آقای محمد رشیدی نماینده مجلس، سه روز قبل مصاحبه کرده و گفته‌اند که نماینده‌های مجلس از جزییات مذاکره خبر ندارند. امروز نامشان در این نامه ۲۶۰ نفره دیده شده. @Nucleader
در ماجرای تصویب برجام هم دقیقا همین فضای خفقان و این بازی‌ها توسط سیاسیون، نمایندگان مجلس و... وجود داشت. آن زمان هم متن برجام‌ محرمانه ماند، نمایندگان مجلس قبل از امضای این قرارداد نامه حمایتی دادند، بعدا آمدند گفتند ما از وجود اسنپ‌بک در برجام خبر نداشتیم، درحالیکه افرادی مثل جلیلی، ثابتی و چند تن دیگر آن را تشریح کرده بودند. همان موقع رهبر شهید انقلاب درباره اینکه چگونه باید با منتقدین صحبت کرد، چنین نظری داشت. امروز نماینده مجلس می‌گوید باید نباید به مردم توضیح داد و باید محرمانه بماند. @Nucleader
نیوک‌لیدر
«پایداری‌چی» هم مثل برخی کلمات دیگر در سپهر سیاست ایران تبدیل به یک فحش شده‌. مثل «فاشیست» یا «پوپول
در سال‌های اخیر خصوصا از سال ۱۴۰۳، بخشی از جامعه حزب‌اللهی که بدنه‌ای متصل به ارگان‌های رسمی و نه مردمی دارند -که نتیجه آن هم در جای خود مشخص شد-، به‌فرموده عباراتی را برای سرکوب و بستن دهان منتقدان استفاده می‌کنند. یکی از عباراتی که از معنای اصلی خارج و تبدیل به فحش شده، کلمه «خوارج» است که از قضا این قشر بسیار به کار می‌برند. خوارج چه کسانی هستند؟ در پاسخ به این سوال من از بیانات حجه‌الاسلام حامد کاشانی استفاده می‌کنم: «حضرت [به این‌ها] فرمود خوب اگر من را وادار به حکمیّت بکنید که این یک باخت است. برای چه حکمیّت؟ برای چه من باید بنشینم مذاکره بکنم؟ در فضای غیر تساوی سر چه چیز مذاکره بکنم؟ در حالی که ما در پیروزی هستیم. گفتند اگر مذاکره را قبول نکنی، ما تو را تسلیم معاویه می کنیم. حضرت دیدند بسط ید ندارند، فرمودند باشد. آن‌ها اقلاً به حرف معاویه گوش کردند؛ عمروعاص را معاویه انتخاب کرده است، من هم «عبدالله بن عبّاس» را انتخاب می کنم. گفتند نمی‌شود «لَا یحْکمُ فِینَا مُضَرِیانِ». هم عمرو عاص از عرب مضر عدنان باشد، هم ابن عبّاس از عرب عدنان باشد، ما ضرر می‌کنیم. ما این همه جنگیدیم. سهم ما چه می شود؟ کسی کار ندارد که شما جنگیدید، جهاد فی سبیل الله کردید، حالا چرا دارید مملکت را به باد می دهید؟ گفتند نه قبول نمی کنیم. حضرت فرمود پس مالک. گفتند مالک جزء قتله عثمان است. راضی نمی‌شویم به جز ابوموسی اشعری.» صحبت‌های دیگری از ایشان هم در مورد خوارج موجود است. آنچه امروز از خوارج گفته می‌شود، یک قاب بسته از ماجرای پس از حکمیت است که آن‌ها روبروی علی علیه‌السلام ایستادند. درحالیکه این گروه با دیدن قرآن‌های روی نیزه و مذاکره‌خواهی دشمن، علی علیه‌السلام را مجبور به پذیرش حکمیت و مذاکره کردند. بعد که ابوموسی اشعری فریب خورد، امام این را مغایر قرآن دانست و گفت قصد جنگ با معاویه را دارد. از خوارج دعوت کرد با معاویه بجنگند، اما آن‌ها با امام مخالفت بیشتری ورزیدند. این چیزی است که به عمد سانسور می‌کنند و آن را نمی‌گویند. @Nucleader
نیوک‌لیدر
در سال‌های اخیر خصوصا از سال ۱۴۰۳، بخشی از جامعه حزب‌اللهی که بدنه‌ای متصل به ارگان‌های رسمی و نه مر
این هم تعریف امام شهید سید علی خامنه‌ای از خوارج: خوارج را درست بشناسید: کسانی با تمسّکِ ظاهر به دین، با تمسّک به آیات قرآن، حفظ کردن قرآن، حفظ کردن نهج‌البلاغه (البته آن روز فقط قرآن بود؛ ولی در دوره‌های بعد، هر چه که مصلحت باشد و ظاهر دینیِ آنها را حفظ کند) به برخی از امور دینی ظاهراً اعتقاد داشتند؛ اما با آن لُبّ و اساس دین مخالفت می‌کردند و بر روی این حرف تعصّب داشتند. دم از خدا می‌زدند؛ اما نوکریِ حلقه به گوش شیطان را داشتند. دیدید که منافقین یک روز آن طور ادّعاهایی داشتند؛ بعد هم وقتی لازم شد، برای مبارزه با انقلاب و امام و نظام جمهوری اسلامی، با امریکا و صهیونیستها و صدّام و با هر کس دیگر حاضر بودند کار کنند و نوکریشان را انجام دهند! خوارج، این طور موجوداتی بودند. @Nucleader
یکبار دیگر وضعیت این روزها را با هم مرور کنیم: در چهلمین روز جنگ، با اعلام ترامپ، وارد آتش‌بس ۱۴روزه شدیم. برای ورود به مذاکره، دو شرط تعیین کرده بودیم: نخست، برقراری آتش‌بس در سراسر لبنان؛ دوم، آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده. اما شرط دوم محقق نشد و شرط اول نیز تنها در بیروت اجرا شد. با این‌حال، با وجود همین وضعیت، وارد مذاکره شدیم. یک هفته بعد از مذاکره، شرط دوم بالاخره اجرایی شد؛ آن هم نه با گفتگو که با تهدید جدی نظامی! بعد از چند روز هم باز آتش‌بس در جنوب لبنان و اکنون در بقاع نقض شده است. پس از خروج از مذاکرات، روایت‌های مختلفی منتشر شد که همگی از زیاده‌خواهی طرف آمریکایی حکایت داشت. یکی از اعضای هیئت ایرانی، سید محمود نبویان، تصریح کرد که ما دچار خطا شدیم؛ هم در ورود به مذاکره درباره مسئله هسته‌ای ـ برخلاف نظر رهبری ـ و هم در برخی محاسبات راهبردی دیگر. برخی دیگر از نمایندگان نیز از مخالفت رهبر انقلاب با طرح موضوعاتی چون هسته‌ای و تنگه هرمز سخن گفتند. حتی اخباری درباره مخالفت ایشان با حضور در دور دوم مذاکرات نیز مطرح شده است. اکنون، در حالی که حدود ۱۹ روز از آتش‌بس می‌گذرد و تمدید آن نیز به‌صورت یک‌طرفه انجام شده، شرط آزادسازی پول‌ها عملاً به فراموشی سپرده شده است. از سوی دیگر، رسانه‌ها به نقل از ایران می‌گویند که اگر همان شرط دوم ـ یعنی آتش‌بس در لبنان ـ که پیش‌تر نیز ادعا می‌شد اجرایی شده، بار دیگر برقرار شود، آنگاه درباره تنگه هرمز و سپس مسئله هسته‌ای گفت‌وگو خواهیم کرد. آیا معنای این روند آن است که شرطی که دو بار نقض شده، برای بار سوم مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد، تا در ازای آن، موضوعاتی که پیش‌تر از آن‌ها نهی شده بود، به میز گفت‌وگو بازگردیم؟ پس چه زمانی قرار است از مطالبات اصلی سخن گفته شود؟ از غرامت‌ها، از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، از خروج آمریکا از منطقه و دیگر حقوقی که بارها بر آن تأکید شده است؟ نکند آن‌ها که ده شرط ما را مطالبه می‌کنند هم به «لوبیای سحرآمیز» معتقدند؟ چرا دیگر صحبتی از شروط ما نیست؟ @Nucleader
سال‌ها پیش ابتدای یکی‌ از کتاب‌های درسی عکس امام خمینی قرار گرفته و از قول او زیرش نوشته شده بود: «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست». و در‌ تمامی ۳۷ سال رهبریش، خود را ذره‌ای تاثیرگذار ندید. هرجا صحبت از انقلاب بود، آن‌ را به امام نسبت داد و گفت این حرکت هم ضرب دست امام‌ است. این خود را از میان برداشتن و نفس را متعالی نگه داشتن، ثمره‌اش ۹ اسفند ۱۴۰۴ گل کرد. اکنون بدون تردید می‌شود گفت اینک ایران، انقلاب و اسلام در همه‌جای جهان برای آزادگان به نام او شناخته می‌شود: شهید سید علی حسینی خامنه‌ای. @Nucleader
مکس بلومنتال، نویسنده آمریکایی: مدیرعامل لاکهید مارتین، به سرمایه‌گذاران گفته است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات در سراسر منطقه، یک «فرصت طلایی» محسوب میشود. لاکهید در ۲۸ فوریه، موشک جدید خود که قابلیت حمله دقیق دارد را در یک «بازی والیبال دخترانه در لامرد ایران» آزمایش کرد که منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر شد. @Nucleader
نیوک‌لیدر
مکس بلومنتال، نویسنده آمریکایی: مدیرعامل لاکهید مارتین، به سرمایه‌گذاران گفته است که جنگ آمریکا و اس
شرکت آمریکایی لاکهید مارتین بیش از ۵۰ سال است که شریک استراتژیک امارات محسوب می‌شود. این همکاری از سال ۱۹۷۵ میلادی با تحویل اولین هواپیمای ترابری سی-۱۳۰ هرکولس آغاز شد و امروز به یکی از عمیق‌ترین شراکت‌های دفاعی در منطقه تبدیل شده است. لاکهید مارتین در پروژه‌های کلیدی نظامی امارات نقش اساسی دارد؛ از جنگنده پیشرفته اف-۱۶ فالکن صحرا (که خود شرکت آن را بهترین نسخه اف-۱۶ جهان می‌داند) و پشتیبانی مداوم آن، تا هلیکوپترهای بلک هاوک، سیستم کنترل آتش هلیکوپتر آپاچی، سیستم توپخانه موشکی هایمارس و سیستم دفاع موشکی بلندپرواز تاد. علاوه بر تجهیزات نظامی، لاکهید مارتین در حوزه هوش مصنوعی نیز همکاری نزدیکی با این کشور عربی دارد. این شرکت با تمرکز بر آموزش علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (استم)، انتقال دانش، فراتر از فروش تجهیزات، به تقویت نظامی امارات کمک می‌کند. امارات سال ۲۰۱۴ با عملیاتی در خاک سوریه آغاز کرد. سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ عملیات‌های گسترده‌ای علیه یمن انجام داد. در سال‌های تجزیه لیبی نقش جدی در این کشور داشت و در سودان از نیروهای پشتیبانی سریع در جنگ داخلی این کشور حمایت کرد. @Nucleader
🇮🇷 تصاویر پرچم ایران را از کودکی تا الان در ذهنم مرور می‌کردم؛ نه از سر بیکاری! خواهید فهمید چرا. اولین تصویر مربوط به حیاط دبستان محل تحصیلم در منطقه ۱۸ تهران بود.‌ پادگانی بود برای خودش؛ بزرگ و تهی از روح! در پاییز و زمستان‌های فوق‌سرد و تکرارنشدنی دهه شصت، خواب‌آلود و بدعنق مجبور بودیم صبح‌گاه را مثل سربازان. تحمل کنیم. یکی که «مسئول پرچم» بود هر روز صبح می‌آمد و پرچم را بالا می‌برد. هنرش هم این بود که وقتی سرود تمام می‌شود پرچم هم در انتهای میله قرار گرفته باشد و برافراشته شود. تصویر دوم چیزی نبود جز پرچم‌های کوچکی که موقع پخش بازی‌های تیم ملی فوتبال از تلویزیون دست مردم در ورزشگاه آزادی می‌دیدیم. همان زمان که محمد الدعیع دروازه‌بان قدبلند و کمرفنر عربستانی گربه سیاه‌مان می‌شد و گل زدن به او ما را تا عرش بالا می‌برد. و تصویر سوم با پرش زمانی چندین ساله به زمان ثبت‌نامم در دانشگاه آزاد تهران جنوب در مقطع کارشناسی برمی‌گشت. یادم است هر وقت به امور دانشجویی یا اتاق مدیر گروه مراجعه می‌کردیم پرچمی سه‌گوش روی میز خودنمایی می‌کرد. و روزهایی که کارمان راه نمی‌افتاد، دوست داشتم آن پرچم را در چشم و چال طرف فرو کنم. نمی‌توانم بگویم در هر یک از این موقعیت‌هایی که به تصویر کشیدم از پرچم ایران بدم می‌آمد، ولی با اطمینان می‌گویم هیچ کدام در من حسی، جنبشی، تپشی، دلبستگی عاطفی‌ای یا رگ میهن‌دوستی (همان «عِرق ملی» خودمان) نسبت به پرچم سه‌رنگ یا حتی آن «الله» وسطش ایجاد نمی‌کرد. سال‌ها از آن روزها گذشت و من بارهای بی‌شمار دیگری پرچم ایران را در پارک‌های تهران، از داخل ماشین موقع عبور از بزرگراه همت در محدوده برج میلاد، نمایشگاه‌های کتاب در مصلی و ... دیدم و دیدم و دیدم، اما برایم فقط «تکه‌پارچه‌ای در اهتزاز» بود که بهتر بود از جنس ساتن تولیدش کنند تا خوش‌رقص‌تر به نظر بیاید. همین! البته همان موقع هم نسبت بهش بی‌احترام‌ نبودم، ولی حسی هم نسبت به آن نداشتم. حتی اعتراف می‌کنم عملکرد آسیب‌زن بعضی مسئولان ازخدابی‌خبر در سال‌های جوانی‌ام باعث شده بود رنگ سفیدش در دلم چرک شود، سبزش در ذهنم لجنی باشد و قرمزش بیشتر عصبانی‌ام کند تا مرا به‌فرض یاد خون جان‌برکفی پرکشیده به آسمان‌ها بیندازد. روزگار گذشت و گذشت تا اینکه جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه پیش آمد. حالا در سال‌های ابتدایی دوره میانسالی و برای اولین بار در زندگی‌ام خوب می‌فهمم پرچم چیست و چقدر گرانبها است؛ حالا درک می‌کنم برای آبادانیِ «سبزش» باید تا حد جان تلاش کرد، برای رسیدن به صلح یادآور اسلامِ «سفیدش» باید جان داد و برای صلابت و پایداری برگرفته از خون شهیدانِ «قرمزش» باید سپاسگزار بود و وام‌دار ماند. اما «الله» وسطش. باید باشد تا فراموش نکنیم که «الله، اکبر است»؛ او همه جا منتشر است. و پاسدار ماست. و هر جا و هر زمان که بخواهد سبزمان می‌کند، سفید می‌شویم و سرخ بیرون می‌آییم. حالا وقتی در جمع‌باش‌های شبانه دست کسی پرچم می‌بینم می‌دانم که با هر جنبش و تکانش به چپ و راست چه چیز را فریاد می‌زند و دارد چه چیز را یادآور می‌شود. حالا همین پرچم‌ که روزگاری برای‌مان جان داشت، ولی روح نداشت و مثل غریبه‌ها بی‌اعتنا از کنارش رد می‌شدیم، دست هر ایرانی هست، اما نه به دعوت فلان سخنران، سفارش فلان مداح یا طبق اطلاعیه سازمان تبلیغات! پرچم در دست ماست و آن را با شور و شعوری توأمان تکان می‌دهیم و از فرو رفتن چوبش به سر و صورت‌مان در تجمعات شبانه گله‌ای نداریم. آن تکه‌پارچه حالا سند هویت و مایه وحدت ماست و کسی نمی‌تواند آن را از ما بگیرد؛ نه با جنگ، نه با مذاکره و نه با خیانت! نویسنده مهمان: یک بنده خدا! @Nucleader
وقتی محسن مهدیان اینطور نوشته، پس معلوم می‌شود نامه‌ای وجود دارد که از سوی شعام به رهبری ارسال شده است. پس مشخص است آن‌که می‌گفتند یک نفر با چیزی مخالفت کرده، بی‌خود نیست. اما درباره انتشار! اگر منظور آن چیزی است که در فضای مجازی به عنوان شش بند پیشنهادی به رهبر انقلاب دست به دست می‌شود، واویلا! ما گمان می‌کردیم تصنعی است. اگر منظور آن نیست که خب پس کدام انتشار؟ اصولگراها آن موقع که نامه خصوصی رهبر شهید به رییس‌جمهور وقت آقای احمدی‌نژاد پیرامون عزل مشایی را منتشر می‌کردند، آن را مایه افتخار می‌دانستند. حالا که تازه هنوز چیزی منتشر نشده، نگران‌اند که تشت از بام بیفتد. پس خبرهایی هست. @Nucleader
این چندمین باری است که ایران طرح یا پیشنهاد مذاکراتی جدید می‌دهد و طرف مقابل رد می‌کند. ظاهرا مسئولین سیاسی کشورمان هیچ راهی جز مذاکره بلد نیستند و نمی‌شناسند. کاش غیرتی که روی مذاکره دارند، روی ملت ایران و عزتش هم داشتند. یک‌جا و سر یک اتفاقی دست از این کار برمی‌داشتند. این همه اصرار بر مذاکره از سوی ایران برای چیست؟ جز اینکه نشان بدهیم نیازمند این کاریم؟ واقعیت این است که آتش‌بس در روز چهلم، به عنوان پایان جنگ در بین مسئولین سیاسی ایران در نظر گرفته شده. ارسال حجاج، بازگشایی خطوط هوایی، تورم عامدانه و گرانی افسارگسیخته و... نشانه‌هایی از این تصمیم است. اگر دشمن حتی یک عملیات جدی جدید هم آغاز کند، ما پس از دو سه روز به دنبال آتش‌بس و طرح مذاکره و میانجی خواهیم رفت! @Nucleader
نام اثر: پیش‌شرط مذاکرات! @Nucleader