خرمشهر را مقاومت و پایداری رزمندگان ازاد کرد، نه مذاکره.
شاید شما شیاد باشید، ولی مردم مشاعر خودشان را از دست ندادهاند.
@Nucleader
روزهای ابتدایی جنگ رو به یاد بیارید که رییس قوه مجریه حرف نابخردانهای زد و مردم آنچنان اعتراض کردند که همه شخصیتهای دولت تا چند روز مشغول مالهکشی و رفع و رجوی کلماتش بودند.
با مجلس، دولت و... تماس بگیریم و نسبت به تحریف رهبر شهید توسط رییس دولت اعتراض کنیم. تنبلی نکنیم. اینها وظیفه است، نه یک اختیار. حق نداریم اجازه بدیم خون شهید امت را با مزخرفاتی از این دست که صراحتا با بیانات آن عزیز در تعارض است، پایمال کنند.
روی خون شهید غیرت داشته باشیم.
@Nucleader
پس از سفر ترامپ به چین -که خیلی از خبرگزاریهای داخلی و خارجی متفقالقول گفتن برای ترامپ نفعی نداشت- چه اتفاقی افتاد که ایران اجازه عبور حدود سی کشتی در روز رو داده؟
امروز هم اعلام دوباره شد. از اینها عوارض هم گرفته شده یا فقط سامانهای برای بستن دهن مردم ایجاد شده؟!
@Nucleader
وکیل مدافعان شیطان یا شرکای قتل رهبری
خرداد ماه ۱۴۰۴ درست وسط جنگ، کله زرد پدوفیل جزیره آپستین، خورشید تابنده جهان اسلام را تهدید کرد. امت اسلامی از این تعدی، رگِ حمیتش به جنبش درآمد. در سراسر کشورهای اسلامی از پاکستان تا لبنان، از عراق تا بحرین، شخصیتها و گروههای بسیاری پاسخ آن فرومایه را دادند. اما چه شد؟ کمتر از دو هفته بعد رییس دولت ایران با «تاکر کارلسون» آمریکایی مصاحبه کرد. کارلسون پرسید: «دو تن از روحانیون ارشد ایران فتوا علیه دونالد ترامپ صادر کردهاند. دقیقا منظورشان چیست و نظر خودتان را در این باره بگویید؟» پزشکیان گفت «آنها هیچ فرمان رسمی یا فتوایی علیه هیچ فرد خاصی یا علیه دونالد ترامپ صادر نکردهاند. این ربطی به دولت ایران یا رهبر ایران ندارد!» کارلسون پرسید: «آیا ایران تا به حال از تلاش برای ترور ترامپ حمایت کرده است؟»، رییس دولت پاسخ داد: «به هیچوجه. این دقیقا همان چیزی است که نتانیاهو سعی میکند به آن اشاره کند.»
پزشکیان جای اینکه بگوید شما رهبر ما را تهدید کردید و در قبال آن ما هر کاری لازم باشد انجام میدهیم، تصمیم گرفت با گرگ پیمان شبانی ببندد. دستانش را در برابر گرگ بالا گرفت و پشتِ رهبر ایران را در برابر دشمن خالی گذاشت.
نتیجه چه شد؟
درست یک ماه بعد وزیر جنگ اسرائیل یعنی یسرائیل کاتس خط و نشان کشید که «میخواهم پیام روشنی به {آیتالله} علی خامنهای بدهم. اگر تهدید اسرائیل ادامه یابد، با قدرت بیشتری به تهران حمله خواهیم کرد و اینبار شخص شما را مورد هدف قرار میدهیم». دامنه این چنگ و دندان نشان دادن تا آنجا بالا گرفت که شبکههای تلویزیونی رژیم بارها به ترور رهبری اشاره کردند.
ایران چه باید میکرد؟ از تجربه حزبالله لبنان درس عبرت میگرفت و اجازه نمیداد، دشمن به این پندار خام بیفتد که ولی امر مسلمین و رهبر حکومتش را میشود به سادگی تهدید کرد. اما چه شد؟
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی چیزی نزدیک بیست ساعت قبل از ترور امام امت، «عباس عراقچی» در پاسخ به سوال خبرنگار ایندیانا تودی درباره جایگزینی رهبری در صورت ترور گفت: «من در رسانههای آمریکا و جاهای دیگر پیشنهاداتی درباره ترور رهبر و ایدههای مشابه دیدهام، اما حتی در وسط جنگ دیدید که بدون مشکل فرماندهان جایگزین شدند و هیچ خللی در آن ایجاد نشده. نظام ما وابسته به افراد نیست. این سیستمی است که در آن همه چیز از طریق آن جایگزین میشود. یک سازوکار کاملاً تثبیتشده که در خود نظام وجود دارد.»
این وزیرِ بیحمیت، درست در لحظهای که لااقل میتوانست هیبتفروشی کند، چنان گفت که اگر جایش وزیر خارجه آمریکا نشسته بود، بعید بود بتواند اینچنین پایههای هیمنه رهبری یک سرزمین را سست کند.
یک روز بعد آن شد که نباید میشد. همه وجوه این سرزمین و انقلاب اسلامی را در خانهاش ترور کردند. باز این شخص فاقد غیرت بهجای آنکه رجز جنگ و فتح بخواند، راه گفتوگو را به دشمن نشان داد که شماره تلفن من را دارید و راه ارتباطی با من را بلدید. اگر دیگر نزنید، نمیزنیم. چه وقتی؟ ده ساعت از ترور رهبری نگذشته. و طبق خبرهایی که بعدا درآمده درست در لحظه ترور در همان محوطه بیت بوده
از اینجا به بعد -نه راستش را بخواهید از همان روزی که جنگ را به بهانه مذاکره متوقف کردید- دیگر اهمیتی ندارد که چگونه با مهمل گفتن، بازار یاوهگوییتان را گرم میکنید و چطور دستان تا مرفق فرو رفته در خون شهیدان این سرزمین -علیالخصوص- رهبر شهید امت اسلام را با نجاست روبروی دشمن نشستن، طهارت میکنید. آنکه بلد است قیِ کرده خویش را دوباره نشخوار کند، شمایید. آنکه برای دشمن راه میگشاید، رهبرش را به مسلخ شهادت میبرد و مردمش را با حربهها و مکرها بیخبر و در تنگنای اقتصادی قرار میدهد نیز. نه اسم و رسمتان تفاوتی دارد، نه ظاهر زاهدانهتان دیگر کسی را میفریبد. به قول حسین بن علی علیهالسلام «ریشه شما با غدر، همپیوسته و آمیخته است و شاخهای شما بر آن پروریده. شما پلیدترین میوهاید: گلوگیر در کام صاحب و گوارا برای غاصب.» آنچه روی برگه «صلح» نوشتهاید با آنچه ولیامرمان گفت تفاوت آشکار دارد. دیگر مهم نیست اجرا شدنی است یا دشمن به غدر رفتار میکند. اگرچه نتیجه از روز، بینتر است.
او رفت و چیزی را گفت که جد مطهرش گفته بود: «اینک این مرد بیپدر که بنیامیه او را به خود ملحق کردند، میان دو چیز، استوار، پای فشرده و بایستاده است: یا شمشیر کشیدن یا خواری کشیدن. و هیهات که ما به ذلت تن ندهیم! ... و من با این جماعت اندک با شما کارزار کنم، هر چند یاوران مرا تنها گذاشتند.»
کاش با آن دستانی که به دستهای خونریز «ونس» و «ویتکاف» و «کوشنر» آلوده کردهاید و وصایای آخرین آن رهبر شهید در نسبت با مذاکره با چنین دشمنی را زیر پا گذاشتهاید، زیر تابوت آن سید شهید مظلوم را نگیرید.
@Nucleader