دارم فکرای احمقانه ای میکنم
نمیدونم به چی،
ولی میدونم توی این چند وقت،
فقط فکر میکردم.
۲۳ دی
یکم بگم از:
وقتی همه داشتن از وای فای استفاده میکردن ولی، وای فای ما کار نمیکرد.
یکم بگم از:
وقتی که کل زندگیم بایگانی شده بود توی اینترنت و بهش دسترسی نداشتم.
(این کل زندگی شامل جزوه های درسی، تاریخ امتحانات، بخش انبوهی از برگه دکوپاژام، ددتایمم و...)
یکم بگم از:
وقتی که من باید به کسی پیام میدادم، اما نمیشد و مجبور بودم به مسافت ۲۰ کیلومتر تو اتوبوس بشینم، بلکه بتونم حضوری صحبت باهاشون صحبت کنم.
یکم بگم از:
وقتی که روی کمک ai حساب کرده بودم، ولی همشون بسته شدن و مهمتر از اون مکالمه هام پیششون جاموند
یکم بگم از:
از اون وقتی که باید فراخان میدادم برای بازیگر، ولی نمیشد...
یکم بگم از:
این که شماره ی من ایرانسله و هرکسی که باید بهش زنگ میزدم همراه اولی بود.
یکم بگم از:
زمانی که، فهمیدم بدشانس ترین آدم دنیا ام...
شُمارِش مَعکوس،
691٬200 ثانیه...
691٬199 ثانیه...
... گران نیست،
زمان
اما گرانی را آن تعین میکند...