eitaa logo
شماره 1
113 دنبال‌کننده
422 عکس
159 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره 1
دارم فکر می‌کنم هروقت کسی بهم می‌گه باید فلان کتاب رو بخونی از کتابِ بدم میاد ولی اگه همون کتاب رو خ
کتابم که دیگه نمی‌شه خرید😂 برگشتیم به اون زمان که کتاب فقط برای خان ها(کلکسیونرها) و پادشاه ها(کتاب خونه ها) بوده
💬 | افطاری کانون کیه؟؟؟ منم می خوام بیام! کدوم مرکزه؟؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ دقیق نمی‌دونم اواسط اسفنده ۱۰
از همه چیز باید دور باشی، چون مخرب هستن. با این تصور واکسن هم نباید زد. تجربه هم نباید کرد، و حتی نباید زندگی کرد، چون عامل مرگ است...
💬 | ازرزدزص وزگزب ززوزرزمزا یزک هزدزمزوزا دزوزب مزشزیزپ رزهزوزگ دزمزوزا مزشزیزپ چزیزه یزرزیزیزغزت هزدزرزکزن دزوزبز لزثزم هزشزیزمزه تزوزازفزتزیزب دزوزب ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ آره منم دیدمش اصلا فکر نمی‌کردم دوباره بتونم ببینمش برام عجیب بود
💬 | https://eitaa.com/Number_One_Chanel/1641 یزنزعزمزطزم مزسزلزت هزتزسزکزشزن مزنزوزدزیزم هزنزکزشزیزمزن، یزلزو دزیزازش؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ تاجایی که گفته شده نه، فکر نمی‌کنم. هستسبسلسا دسنسچ تسقسو شسیسپ هسی رسطسخ زسا فسرسط خسکسلسم هساسیسس مستسشساسد. و این که پیام بالا تا سطح هفتش حرف داره و فقط بهتره که اونی که نمی‌بینی رو برداری. ایناوادایام ناااراااب و ساواناقاق ماه شانادایاد؟
اتاق ندارم که، توی بازار شام زندگی می‌کنم.
یه جمله از دامبلدور بود که می‌گفت: درد هم مثل نفس کشیدن برای آدم عادیه.
هر جا گارد گرفتم باختم نصیحت نیست دردمه
از پل دانشگاه قم بالا می‌رفتم، هدفون به گوشم بود و داشتم با چند نفر صحبت می‌کردم، در باره‌ی پروژه و... گوشی رو قطع کردم که به یه نفر دیگه زنگ بزنم، دیدم توی اتبوس نشستم، به این فکر کردم که کی سوار شدم و چطوری این جام، چشمم افتاد به کاغذ روی اتبوس، آفتاب زده بود و می تونستم نوشته های‌ روی کاغذ رو ببینم، اتبوس اشتباهی سوار شده بودم، با خودم گفتم تا هرجا بره باهاش می‌رم، توی همین فکرا بودم که کسی که بهش زنگ زده بودم جوابمو داد. وقتی صحبتم باهاش تموم شد، وسط ناکجا آباد بودم، عجیب تر این بود که یه دونات شکلاتی توی دستم بود، و الان تو خونه ام و هیچ چیزی یادم نمیاد به جز همینا و البته محتوای تماس ها.
شماره 1
اگه دوربین برده بودم عکس بهتری درمیومد