eitaa logo
شماره 1
111 دنبال‌کننده
429 عکس
162 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
ای‌کاش دوربین باهام بود😢
تغییر دکوراسیون بدیم؟
چرا ساعت این ریختیه؟
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| ما ایستاده ایم🇮🇷 با رهبر عزیزمان عهد میبندیم که تا آخرین لحظه نفس کشیدنمان بایستیم !✨️
قطره های باران، آسمان را مسافر زمین کردند
ناگایام لاد هلب لبد هتاتر هنرناند. شساسکسیسا تمشمامدمن. نوووچ لاد یرررورسرج هنرناند. االاصاا منننوندنینمنن هبیبعبقبابو ایی ههن. دیییایش هیی مهههوهت. الللصلا کچچ هنننکنینم؟
احساس می‌کنم پیامایی که امروز اومد و دادم الکی بودن پیام ناشناسم هم خراب شده
امشب خیلی خفن بود، اولین بار بود که انقدر زود زدن، ...داشتم فیلم می‌دیدم که یهو حس کردم دوباره داره صدا میاد، جالبه، تعداد صدا ها بیشتر بود. همه گوش تیز کرده بودن، صدای بارون می‌آمد و صدای جت. از چهره‌ها می‌شد فهمید قلبشان از همیشه پریشان تر می‌کوبد، البته نه همه، مثل خواهرم که داشت گریه می‌کرد که مادرم بگذارد آن یکی لباسش را بپوشد و مادرم که بی‌تفاوت قابلمه را دستم می‌داد که در ماشین بگذارم‌. در پارکینگ صدای هواپیماها بیشتر می‌آمد. قابلمه را که در صندوق گذاشتم به پارکینگ طبقه‌ی بالا رفتم و به آسمان خیره شدم، نور سفیدی روی آپارتمان رو برو چشمک می‌زد. باران می‌آمد و صدای جت ها دور می‌زدند‌. انگار در باران راه خود را گم کرده اند. صحنه را که دیدم به وجد آمدم تا بنویسم، یا حتی به بالا برگردم و بهتر ببینم. یک لحظه پشت ساختمان ها روشن شد و بعد رفت. برای این که رعد و برق باشد خیلی به زمین نزدیک بود، ته رنگ نارنجی هم داشت. صدای هواپیماها از پشت ساختمان ها دور شدند، دیگر منتظر ماندن برای دیدنشان بی فایده بود. روی پاشنه‌ی پا چرخیدم و بالا رفتم. از پله ها، همسایه پایینی ها از خانه بیرون آمده بودند، نمی‌دانم چرا، می‌دانم چرا آمده بودند، چون استرس داشتند، ولی آخر، ولش کنید‌... بالا که رفتم همه چیز درحالت قبل بود... فقط صدای باران شدید تر شده بود.