شماره 1
از پرواز به آوینا...
تازه اگه هارد رو به جای کتاب میکردم تو جیبم پرواز میموندم
بذارید کلا از پیش تولید بند آمده جامپ بزنیم؛
در واقع نگیم صدرا چقد بدبختی کشید تا بازیگر پیدا کنه...
نگیم که چقدر از زندگیش زد و شات لیست نوشت...
نگیم هفت ساعت قبل شوتینگ گفتن باید کست عوض بشه...
نگیم شش ساعت قبل شوتینگ (ساعت ۰۰:۰۰) گفتن نمیتونید از مدرسه استفاده کنیم...
نگیم مجبور شدیم دوهفته دیگه هم بندازیم عقب...
نگیم بعد دو هفته جنگ داخلی شد...
و نگیم بازم مجبور شدیم بندازیم عقب...
بذارید ببرمتون شب قبل شوتینگ اصلی...
دقیقا یازده ساعت قبل از ضبط:
#خاطره
کلاکت
برای یک پروژه رفتیم پرواز.
البته بیشتر بچههای تصویر ونور درگیر این کار بودن و من کاره ای نبودم...
هدفم از اونجا بودن، گیر آوردن استاد صالحی بود.
قرار بود یک سری از تجهیزات رو از خودشون بگیرم.
داشتم لیست رو میخوندم که رسیدم به کلاکت.
اخمهای آقای صالحی در هم رفت و گفت:
- کلاکت نمیخواد.
- عه برای چی؟
- چون فقط برای مسخره بازیه...
این طور نبود.
با این حال گفت:
- بذار برات یه خاطره ای تعریف کنم. به عنوان تدوین گر یه فیلمی، سر صحنه حاضر شدم تا اگه نکته ای بود بهشون بگم...
همزمان که میگفت، به کلاکت مشکی رنگی نگاه میکرد به دیوار آویزان بود. شاید ندانید کلاکت برای چیست، کلاکت صفحه ای سیاه رنگ است که جدولی از مشخصات پلان را نشان میدهد. برای کمک به پیدا کردن پلان و سینک کردن صدا و تصویر استفاده میشه...
چرا انقدر سخت گفتم. کلاکت همونیه که میارن جلوی دوربین میکوبنش به هم.
- همون اولش منشی صحنه اومد پیشم و ازم پرسید که کلاکت میخواید یا نه... منم که تجربه ی تدوین بدون کلاکت رو داشتم و بهشون گفتم نه! البته طرف خیلی تعجب کرد... خلاصه تصویر برداری های اون کار تموم شد و فایل هاش رو دادن به من برای تدوین... فیلما رو باز میکردم میدیدم صدا نداره!
خندید...
- اونجا بود که فهمیدم دوربینای الکسا صدا نمیگیرن... باید لب خونی میکردم ببینم چی دارن میگن تا بهش صدا بدم...
خب بد به نظر میرسید...
ولی با این حال ما بدون کلاکت کار کردیم.
و الان میفهمم یعنی چی.
همین الان که دارم تدوین میزنم.
برنامه ی پلورایز برای داونچی سینک نکرد...
با خود داونچی زدیم سینک بشه ولی ظاهرا نشد...
البته اولش این طور به نظر میرسید.
الان میفهمم صدای میک روفن رو جایگذین کرده روی خود تصویر...
و خب خیلی ها رو اشتباه تشخیص داده و من بعد از سینک کردن ۱۰۰ تا راش دارم این رو میفهمم.
می خوام گریه کنم.
دوشبه دارم آب توی هاونگ میکوبم.
اصلا بد تر...
باید همه رو از اول درست کنم...
اشتراک گذاری تجربیات🙃