کارام این طوری شده که سه ساعت تدوین می زنم بعد میگم اسطراحت کنم.
اسطراحتم این شکلیه از پای مانیتور میرم کنار و شروع می کنم ایده پردازی برای خونه آبی.
دوباره تدوین.
و بعد نوشتن برای خاتم.
هر از چند گاهی هم میخونم و باهوش مصنوعی صحبت میکنم.
...
داشتم قبل اذان این متن رو مینوشتم...
که بعدش یه اتفاق خوب افتاد...
و جلساتی که از آسمان بر ما نازل میشوند😂
دلم میخواست برم نون وایی.
نون سنگک داغ بگیرم و با مربای به بخورم.
ولی یه جلسهی فکری بهم نازل شده که...
فک کنم بعدش بتونم ده ساعت بخوابم😂😭
شماره 1
از من به شما نصیحت بعد از ساعت ۱۲ شب با کسی حرف نزنید😂
واکنش منی که روزم از ۱۲ نصف شب شروع میشه😂