شخصیت پردازی برام ساده ترین بخش نویسندگی بود.
تا این که بهم تکلیف شد😞
واقعا چرا وقتی بهت میگن یه کاری رو انجام بده دیگه نمیتونی؟
تا الان ۴ تا داستان برای خاتم نوشتم و از هیچ کدومشون خوشم نیومده.
الانم وقتی برسم خونه،
اگه شام نخورم و مستقیم بشینم پاش کم تر از دو ساعت وقت دارم.
تازه کارام جدیدا کند پیش میره.
نمیدوم چرا پردازنده های مغزم انقدر کند شدن.
از بعد جنگ کلا نمیتونم مثل قبل باشم.
کتاب سیاه دل دیگه برام کتاب نیست.
سارق زمانه...
هر بار که لاشو باز میکنم و کلمات ریز که ردیف شدن رو میبینم...
دیگه نمیفهمم اینور چیمیگذره.
مگی، مورتیمر، انگشت خاکی، کاپریکورن، ملکهی تاریکی، سیاهدل، پری ها و کوتوله ها...
و سیاه باف.
نمیدونم چرا با این که تک به تک کلماتش رو حفظ شدم، وقتی که میبینمش، میرم سمتش.
انگار اولین باره که چشمم میخوره به سه تا کتاب قطور،
یکی به رنگ قرمز
یکی به رنگ طوسی
و یکی مشکی...
حتی وقتی بهش فکر میکنم توش غرق میشم
شماره 1
دلم میخواست احمدی باشم و از سپهری نامه بگیرم.
زمانی هم بود که مینوشتم و رنگ شعم را روی نامهها مهر میکردم.
رنگ مشکی، قرمز، گاهی هم طلایی.
اما هیچ وقت نامه ای نگرفتم، که مهر داشته باشد،
به حز یک بار که نامه از سمت پرواز بود و چون خودمان مهرش کرده بودیم، آن را نشکاندم.
✅ آیا با مجازی شدن امتحانات مدارس موافق هستید یا نه؟
با توجه به سئوالات بسیار زیاد والدین خبرنگار ما این موضوع را پیگیری کرده است و برای تهیه گزارش به نظر شما در این زمینه نیاز دارد.
موافقت یا عدم موافقت خودتون با برگزاری مجازی امتحانات رو به ای دی @Khabarnegar_qom خبرنگار ما بفرستید.
این پست رو برای دوستان و آشنایان بفرستید تا اون ها هم نظرات خودشون رو بیان کنند.
------------------------
✅ با #عصر_قم به روز باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/385417681Cb0ec1888d1