eitaa logo
شماره 1
114 دنبال‌کننده
437 عکس
164 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
اون قسمت حاشیه نیست... پیست اتومبیل رانیه. لطفا اصالت فرش ایران رو زیر سوال نبرید.
هنوز آدمای خوب پیدا می‌شن🌱
معلم زبانه به پسرش گفت: امتحانات رو نده چت جی پی تی. سوتیاش داره در میاد. سوال پرسیده بود که" what is yuor "mothers name جواب داده بود"l'm chat GPT, I dont have mother" البته این جواب یه نفر نبود. جواب کل بچه ها بود😂
می‌گن اگه برای خودت فال بگیری، چیزای شومی می‌بینی. ولی بعضی وقتا بعضی چیزا رو باید دونست. هفت سال پیش با این دید برای خودم فال گرفتم. می‌خواستم ببینم کی میمیرم. خب، به خودم بیشتر از فالگیر سر چهار راه اعتماد داشتم‌. اونا این طوری هستن که هرچقدر بیشتر بهشون پول بدی، سرنوشت بهتری رو برات روایت می‌کنن... هفت سال پیش، اومد که امروز به قتل می‌‌رسم. گفتم که، فالگیر خوبی هستم. پس یقینا قرار بود یکی من رو بکشه. الان به این فکر می‌کنم توی خونه نستن و منتظر قاتل بودن، کسل کنندست. شاید بهتر بود برم توی پاسگاه،.. نه، بازم من رو می‌کشت... ولی فک کنم بتونم قبل از مرگم بازی کنم. می‌خوام از خونه برم بیرون و دنبال قاتلم بگردم. *** توی خیابون آدم های زیادی می‌رن میان. شاید بهترین روش برای پیدا کردن یه قاتل این باشه که بشینی و منتظر باشی یکی بیاد سمتت. ولی راه رفتن بین آدم ها بهتره. امید وار بودم خودم بتونم برم سمتش. به همه‌ی چهره ها نگاه می‌کردم. فشار چهره ها رو کج و کوله کرده بود. فشاری که بر من بی تاثیر بود. خوشحال بودم. پشت خط عابر پیاده ایستادم. یکی مرد روبه‌رویم، در آن دست خیابان، نگاهم می‌کرد. نگاهش سنگین بود. یعنی میان مرگ همین بود؟ نوار های سفید رنگ و خیابانی پهن؟ پایم را در خیابان گذاشتم. همچنان ایستاده بود. سمتش رفتم. دیگر صدای خیابان و مغازه ها را نمی‌شنیدم. فقط نگاه می‌کردم. می‌خواستم ببینم در چشمانش چه می‌گذرد. فقط به او نگاه می‌کردم و به سمتش قدم بر می‌داشتم. همه چیز برای یک لحظه کند شد. دستش را به سمتم بلند کرد و شروع کرد دویدن. به طرفم می‌آمد. گام هایم را کوتاه کردم. خودش بود. قاتل من! جوان بود. از میان صدا هایی که بی‌توجه به آن، در ذهنم خفه شده بودند، یک ناهنجاری ایجاد شد. صدایی به نشانه‌ی خطر. به سمت راستم نگاه کردم و ماشینی را دیدم که وحشیانه به طرفم می‌آمد. چشمانم را بستم. حتی نتوانستم قاتلم را ببینم. فکر کردم، چی می‌شد اگر در خانه منتظر قاتلم می‌ماندم. دیگر نمی‌توانستم فکر کنم. فکر کنم، تمام شده بود.
هدایت شده از ꜰʀᴀᴍᴇʟᴇꜱꜱ
بگید که شمام این کارو میکنید و من تنها نیستم☺️😂
ولی با زنگ ساعت بیدار شدن، عجیب ترین نوع بیدار شدنه
خسته شدمممم😭🧑‍🦯🕳
شماره 1
خسته شدمممم😭🧑‍🦯🕳
آقا اینو من ننوشتم و نفرستادم و گردن نمی‌گیرم🦦
یه زمانی این، ریل و شاریو مون بود... لرزشش از شات دستی بیشتر بود ولی خب🙃
چهار ساعت از برنامه‌ام افتادم عقب، و این یعنی شروع بی‌خوابی بلند مدت. قهوم رو هم جا گذاشتم😭
دلم می‌خواد یکی با شات گان شلیک کنه تو سرم