eitaa logo
شماره 1
112 دنبال‌کننده
422 عکس
157 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
امید وارم کسی نخواد آرومم کنه چون اول خودش می‌سوزه هرکی ام که باشه.
متاسفم
شماره 1
چند وقته که نبودم الانم نیستم مثل هرکسی که باید باشه و نیست خدا ما را ببخشد
اگر این گونه خلق شدم او مرا می‌بخشد او بزرگ تر از بچه هایی مثل ماست.
یک کلید شکسته، توانست خاطراتم را، از گاوصندق مهر شده ای بیرون کشد. فکر می‌کردنند اگر آن را بشکنند، دیگر به آن‌ها فکر نمی‌کنم.
یه دیالوگ ماندگار؛ از یه فیلم که اسمش رو نمی‌دونم: _چشمات اذیتت نمی‌کنه؟ +نه! چرا باید چشمم اذیتم کنه؟ _نمی‌دونم والا! ولی این چند وقته پدر من رو که درآورده.
محتوای بیابان های پردیسان
📽 برنامه پاتوق فیلم امروز ⏰ ساعت ۱۷ 🏫 حوزه هنری https://nshn.ir/95sbs-biOxv8-S
عادتم اینه که وقتی توی تاریکیِ نصف شبای خونمون راه می‌رم، از نور ساعتم استفاده کنم. ولی بعد از اربعین کوکش نکردم. برای همین به دستم نمی‌بندمش. امشب هم از حفظ تا آشپز خونه رفتم. موقع برگشتن به اتاقم یه چیزی فروع شد تو رودم. بدون اغراق سوراخ شدم. تیزی میز نهار خوری سر راهم بود. و اونجا بود که متوجه تغییر دکوراسیون خونمون شدم. نفسم بالا نمی‌اومد. خواستم برم تو اتاق که یهو انگشت کوچیکه‌ی پام... خورد به لبه‌ی در😭 تموم نشده؛ وقتی می‌خواستم سرم رو بذارم رو متکا؛ خواستم سرم رو روی متکا بذارگ اما، با خطای دو سانت، سرم رو کوبوندم به دیوار😭
به قیافش نگاه نکردم. خیلی مقاومت کردم. کار سختی بود. با این که ازش متنفرم، با این که گند زد به هرچی آینده، امید، و پایانی نوشت برای تمام خنده‌ها... اما می‌دانم که من هم خاطرات خوبی با او داشتم، اگر به چهره‌اش نگاه می‌کردم، دلم برایش تنگ می‌شد. نه برای او. برای خاطرات... با آمدنش حالم را بد کرد. حال خیلی‌ها را بد کرد.
من در تن مادرم زندگی می‌کردم و حال او در اندیشه‌ی من زندگی می‌کند. پس من باید بمانم، تا او بماند...