یکم بیشتر در باره خودم بگم:
من صدرا بودم
و الانم صدرا ام.
البته خیلی خیلی خیلی صدرا با صدرا فرق داره.
ولی به صورت کلی بخوام از الانم بگم،
با هر کسی حال نمیکنم.
نظریه پردازم، البته نه این که یه پا انیشن باشم، فقط به جای این که یه چیزی لمس کنم تا بفهممش، بهش فکر میکنم. یا با نگاه کردن بهش سعی میکنم درکش کنم.
بیشتر وقت ها منطقی ام. البته بهتر هست که بگم بودم.
چون الان تنها بودنم احساساتم رو جریحه دار میکنه.
قبلا تنهایی برای من قوت بود، ولی الان خیلی ازش بدم میاد.
یه زمانی بود که میگفتم تنهایی بهترین دوست منه.
ولی با این که مثل قبل سرده سرده، من ازش بدم میاد.
بگذریم.
سعی میکنم چارچوب هام رو خارج از قاب دیگران بسازم. برای همین به نظر، آدم متفاوتی هستم.
سعی میکنم که خلاف جهت هر تفکری چالش سازی کنم.
خیلی کیف میده.
بعضی وقت ها هم واقعا انقلاب میکنم.
من تقسیم میشم به
من در کانون🗽
من در خانه🏡
من در فامیل🤦
من در آوینا🏰🗿
من در مدرسه🏛
من در اتبوس🚌
من در پیادهرو🚶
و من در تنهایی☺️
حسین جعفری قبل از این که برای آزمون در آوینا برم به من گفت:
اگه میخوای قبول بشی فقط باید خودت باشی.
کاری ندارم که باهم یه شرطی بستیم و من گفتم که این کار رو نمیکنم.
ولی قبلش باید بهم میگفت کدوم ورژنم باشم😁
در کل من شبیه به بازپرس هام.
البته فعلا😎