https://eitaa.com/Nummer_ett/11875 الان عجیبه که خوشحالم چون همسن کوینم؟😂😭 ولی وجدانن منم از کوین خوشم اومده، همچنان به چشم برادری... درباره اسپایک و پیتر هم نظر بدم... راستش نظرامو یکی از دوستان گفته بود... واقعا انگار اسپایک گذشته ی خودشو توی پیتر میبینه و از طرفی هنوز به اونجاش نرسیدیم که بفهمیم کوین چیکار کرد دقیقا، و خوب منتظرممم بزرگ بشننن #فویو
~~~
😂😂
راستش منم واقعا متنتظرم بزرگ بشنن وای بزرگیای اسپایک و پیتر خیلی خیلی جذابترننن شما که نمیدونید😭
خب رفقا خیلی خیلی خوش گذشت و خیلییی ممنونم که حرف زدیددد چندین تا پبام دیگه مونده در اولبن فرصت میذارم الان گوشیم شارژ نداره
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
دلم برای ناشناس شلوغ تنگ شده، دلمبرای ذوقهای کتابخون تنگ شده، برای حرفهای نیمهشبی مدیا، برای نوشتههای ویدار، برای حرفهای یهویی محیا و ایگدراسیل، برای ماهیتابه، برای راوی و حرفاش، برای هینامی و آمایا و بهار، برای وجود کرم کتاب و سباستین و ریون و لورنا و آسو و ترانه و صد و خوردهای آدم دیگه.
حتی دلم برای وجودتون هم تنگ شده. اینجا انقدررررر خالی بوده این مدته که دلم داره ازش کنده میشه...
یهو دلم خواست یه چندنفر اینجا ادمین باشن تایم رند که شد تایم فدام کنن😑😶
اون قضیه تایم فدا کردنه مهم نیستا اینکه یکی اینجا باشه و این عملو انجام یده تو کانال تو مهمه
شماره "۱"
یهو دلم خواست یه چندنفر اینجا ادمین باشن تایم رند که شد تایم فدام کنن😑😶 اون قضیه تایم فدا کردنه مهم
ولی فعلا که خودمم و کانال تنهای خودم
[دستش را لای موهای ایمی کرد و پرسید:《چقدر دوستم داری؟》ایمی ماسک اکسیژن را از روی دهانش برداشت و خسخس کنان گفت:《تا وقتی که خدا پادشاهی کنه.》
تنها ابد حقیقی. او را محکمار در آغوش گرفت.]
شماره "۱"
[دستش را لای موهای ایمی کرد و پرسید:《چقدر دوستم داری؟》ایمی ماسک اکسیژن را از روی دهانش برداشت و خسخ
این دوتا بچهی بیچارهم هم تو یکی از داستان ناقصالخلقهی ناننوشتهم وجود دارن
https://eitaa.com/Nummer_ett/12057 منمممممممم
~~~
کانالتو بده خودم تایم فدات میکنم مهم هم نیست نمیدونم کیای😄🙏