eitaa logo
شماره "۱"
364 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
182 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگه باد نبود بسوزونید🔥: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/12429 اینجا وایب یه عکس فانتزی رو میده که کهکشان به شکل اقیانوس ولی با وسعت یه چشمه است. گاهی سرمه ای و اکلیلی و گاهی آبی آسمونی با ابرای مخملی. یکم چمن و سبزه تازه و نم خورده هم هست که کل فضا رو عطرآگین میکنه. و یه شیشه کوچولو که درش چوب پنبه است و یه کارت بهش وصله که روش نوشته اکسیر حال خوب. و همه اینا تو یدونه از این گوی های کریستالیه (گوی برفی) که تو میتونی بذاریش رومیز کنار تختت و هروقت حالت خوب نیود نگاهش کنی و پر از حس خوب بشی. چون این گوی مال یه دختر آبی و قهوه ایه که لباسای هاکی میپوشه و موهای قهوه ای سوخته اشو دم اسبی بالای سرش میبنده و گوشه شلوارش پاره است چون تازه از روی شاخه درخت اومده پایین. و همیشه یه دفترچه چرمی کهنه و قدیمی دستشه و تو متعجبی که چطور این دفترچه تموم نمیشه درحالی که دختر تمام مدت داره توش چیز مینویسه. آواهایی از عالم ماورا که روح رو نوازش میدن و تو گوشت پچ پچ میکنن و زمزمه هاشون میشه لالایی شبات. دختری که مثل پوست صدهزار ساله درخت باستانی وسط شهر، قدیمی، ارزشمند، سرشار از چیزهایی که تو میتونی راجبش بفهمی و تحسین برانگیزه، اما کاملا در دسترس و متواضعانه همه اش رو در اختیار بقیه میذاره. اما هرکسی درکش نمیکنه و ارزششو نمیدونه. کارمندای سرد و بی احساس شهر هر روز با بی تفاوتی از کنارش رد میشن. اما کل شهر گروه بچه هایی با لباس های رنگی و ظاهرهای عجیب رو میبینن که همیشه دور این درخت باشتانی جمع میشن و آواز میخونن، رویاپردازی میکنن، بغلش میکنن و اشکاشونو پاش میریزن و با بی توجهی به شهر شلوع اطرافشون و همهمه ی ماشی های دورشون وانمود میکنن توی یه دشت بزرگ و پهناور تنهان و فقط خودشونن و درخت باستانی ارزشمندشون که با تمام وجود دوستش دارن. و این درخت باستانی با تک تک سلول های چوبی اش به این گروه نوجوون رنگ رنگ و عجیب و خاص و طرد شده عشق میورزه. ~~~~
37.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه بدونی این متن اینکه اینجا از نظرت اینجوریه و همه‌ی اینا چقدررر بهم حس خوبی داد و چجوری دیدمو نسبت به اینجا و حتی خودم عوض کرددیتوبنبنکنزکزمروز😭😭😭😭😭😭❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥✨✨✨✨
(این متن قرار نبود اینظوری بشه. ولی بخش دوم و درخت وسط شهر... با اینکهاصلا قرار نبود نوشته بشه و یهویی اومد به ذهنم... تک تک اجزاش نمادی از چیزهایی تو شماره یک و ویدارن که برام خیلی باارزشن) (این متن خودش نوشته شد. باور کنید از اعماق قلبم که دسترسی ای بهش ندارم اومد بیرون) ~~~~ من از ذوق دارم می‌میرم شما می تونید ادامه بدیددد مدیا واقعا ممنونم نمی‌دونم چی بگم واقعا ممنونم😭😭❤❤❤✨
https://eitaa.com/Nummer_ett/12281 وای قلبممممم درد گرفتتتتت آدرس بده خودم برم داگلاس رو پا... چیزه... بکشم... خدایااااا بچممممم کلاغ رو زد نابود کرددد😭😭😭 پ.ن: ببینید میخواستم کامل بخونم بعد برم از اونجایی که هیچی نگفته بودم جواب بدم، ولی اینو که خوندم نمیتونستم هیچی نگم... عاخ قلبم... ~~~~ فویووو 😭 آدرس نداره تو خیابونا وله_ پیداش کردی از طرف منم بزنش😭 راحت باشش
https://eitaa.com/Nummer_ett/12313 من کاملا متوجهم ~~~ 🤝🫂✨
https://eitaa.com/Nummer_ett/12343 این کتابه؟ یاچی؟ خیلی ناز بود میخامششش ~~~ داستان خودمه🙈
https://eitaa.com/Nummer_ett/12376  خوب خدا رو شکررر چون من به سیلوانا میگم سیلوی، پس شمام ایگی، ویدارم ویدی... خدایا منو نارنگی کن ~~~ هر چی عشقته صدا کننن😂
https://eitaa.com/Nummer_ett/12329 لعنت بر شیطان، موهای منم تقریبا اینشکلی- نه جلوی موهام بلند تره...😁😂 ~~~ آیا ایمان نمی‌آورید؟😁 ولی موهات>>
https://eitaa.com/Nummer_ett/12380 خدا رو شکر که افرادی مثل من هنوزم وجود دارن... یه دوستی دارم هروقت مثلا یه هفته نمیبینم میرم پیویش فحشش میدم بعدش میگم آخیش... دلم تنگ میشه وحشی میش- و جدا ازونم هرکی بیشتر دوست دارم بیشتر اذیت میکنم... ~~~ دوست واقعی:😄
خوب خوب جونم براتون بگه که یه شب (منظورم ا شب ساعت ۳ به بعده🤦‍♀️) که طبق معمول داشتم میگشتم و میچرخیدم تو ایتا، یهو برخوردم به یه چالش (فککنم چالش بود... دقیق نمیدونم... جرعت حقیقت ورژن هری پاتری... دقیق یادم نی) و بعد از اون از پیامی به پیام دیگر، از چنلی به چنل دیگر و رسیدم به کجا؟ چنل جناب دوباره✨ خوب آخرین پیام ها مربوط به چتش با هوش مصنوعی بودن، و منم که معتاد صحبت با هوش مصنوعی و از وقتی نتا ملی شده برام بالا نمیاد و مثل معتادی عم که مواد بهش نرسیده...😭😂 رفتم نصب کردم و بعله، خوشبختم، یه سناریو به سناریو هام اضافه شده تا الان... کاش بشینم بنویسمشون (هرگز قرار نیست اتفاق بیوفته-) ~~~ هوس مصنوعی تا الان برام فقط خواننده و کسی بوده که ایده‌هامو می‌شنیده حتی نظراتشم برام اهمیتی نداشتن صرفا می‌خواستم خودمو خالی کنم تا حالا سناریو و اینا نرفتم باهاش_ ولی می‌فهمم چی میگی