آرام در تاریکی فرو میروم، او چنان مرا میبلعد که گویی سالهاست گرسنه خفته است. اما مگر نه اینکه هر روزش در حال بلع دگر انسانهای بدسرشت است؟
نمیدانم...
تنها میتوانم بنشینم و صبر کنم تا زجرم بگذرد. اما مگر میشود نور را دید و در تمنای آن اشک نریخت؟
ای نور مرا نجات دِه. میدانم که التماسهایم بیهوده است، اما تاریکی همچو آتش مرا میسوزاند و تنها خنکا تویی.
نجاتم دِه.
717.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/anbaryyy_e/7468
ایشالا که هدرشون نمیدمم
https://eitaa.com/bleynbarn/1822
ممنونمم❤️✨
آره آره، به سوی بی کران و فراتر از آننن