راستش تو ایده اولیه این داستان قرار بود داستان یه پسر از خیابون باشه. یعنی پیتر.
ولی بعد شد داستان اسپایک از خیابون که به یه شهر کوچیک میره و...
اما حالا شده داستان کلی پسر.
داستان پیتر، کوین، اسپایک، لوگان و پسرایی که بعدا میان.
و من این داستانو تقدیم اشک پسرایی میکنم که تو خلوت خودشون ریختن.
چون تا به حال ندیدم جلو دیگران بشکنند.
این دیگه داستان خیابان نیست. داستان پسران خیابانه