eitaa logo
شماره "۱"
367 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
182 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگه باد نبود بسوزونید🔥: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
اسپایک نمی‌دانست چه زمان عاشق شارلوت شد. شاید وقتی شارلوت روی تختش نشست و از دردهایش گفت، شاید هم وق
الایجا آنقدر خودش را روی صندلی جمع کرد که اندازه یک بچه شد. اسپایک نگاهی به آنها انداخت و در حالی که زیر لب می‌گفت:《تنبلا》 صدای موزیک را تا ته بالا برد. بلند شدن ناگهانی صدا، همه را از خواب بلند کرد، لوگان چنان پرید که سرش به سقف خورد و فردی دستش را چنان سریع کشید که سیگار بر پوستش فرود آمد و تاول برجای گذاشت. الایجا هم سرش را به گونه‌ای بلند کرد که عینکش افتاد زیر صندلی. فردی دستش سوخته‌اش را مالید و فریاد زد:《مگه مرض داری.》 اسپایک با نیشخند صدای ضبط را کم کرد و گفت:《نمیشه که من برونم شما بخوابید.》 لوگان پایش را بلند کرد و کوبید به شانه اسپایک:《اون از دیشب که نذاشتی بخوابیم این از الان. یه کاری نکن از ون خودت پرتت کنم پایینا.》 الایجا خودش را به وسط آنها رساند و خواب‌آلود عینکش را صاف کرد:《اگه درتو قفل نکنی خودت پرت میشی پایین.》 لوگان با اکراه درش را قفل کرد. فردی از پشت ماشین به صندلی عقب لوگان کوچ کرد و گفت:《خوردنی چی داریم؟》 لوگان پوزخند زد:《پای من هست.》 فردی زبان‌درازی کرد:《تو هم اگه خواستی انگشت وسط من هست.》 الایجا چشم‌هایش را در حدقه چرخاند و به سمت عقب ون رفت. کمی بعد با ساندویچ‌های مربای خانم فارلند برگشت و به هرکس یکی داد. اسپایک مال خودش را به لوگان داد و گفت:《نمی‌تونم موقع رانندگی چیزی بخورم. میریم تو دیوار.》 لوگان گازی به مال خودش زد و تکه‌ای از مال اسپایک کند. آن را به سمت دهان اسپایک برد تا بخورد، با حالت تراژدیک نمایشی گفت:《مثلا من زنتم اومدیم ماه عسل.》 فردی آنقدر بلند قهقهه زد که ساندویچ پرید گلویش. الایجا پشتش کوبید، فردی با خنده درحالی که سرخ شده بود گفت:《مرده‌شورتو ببرن لو وای.》 لوگان تکه‌ای دیگر در دهان اسپایک گذاشت:《فردی هم اون بچه بی ادبه‌ست. یادم باشه رسیدیم دهنشو با صابون بشورم.》 و سفر جاده‌ای آنها این‌چنین شروع شد. اما خدا می‌داند که در ادامه یا در پایان باز هم خبری از این خنده‌ها بود یا نه.
کاملا جدی من عاشق وقتاییم که با برادر فیلم می‌بینم
خیلی حس خوبی داره نمیدونم چجوری بگم
الان دیشب نشستیم تا ساعت چهار صبح نژای ۲ رو دیدم وای
پشنسپسکسموسپسوسم شاهکاررررر اصلا زبانم قاصره از اون حجم گرتفیک و انیمیشن خفنننن از اون داستان و پلات توئیستش وای شخصیتاشمسکسپسکس وای تکاملشوننسمپستس
اصلا... نمب‌دونم چطور بگم یکش فوق‌العاده بود دوش بیشترررر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(الان سرم داره منفجر میشه از درد) ولی می‌ارزید🙏
بگید چی شدددسمسکپسسن
کتابم اومدددکسمسکس