شماره "۱"
همیشه برایم جای بال میکشید ولی هیچوقت بهم بال نمیداد.
در عوض من هم همیشه برایش بالهای بسته میکشیدم.
هر شب پیراهنهایمان را در میاوردیم و با خودکار مشکی برای هم بال میکشیدیم، گاهی بسته، گاهی شکسته، گاهی هم فقط جای بال. هیچوقت بالهای باز نمیکشیدیم، وقتی اعتراض میکرد فریاد میزدم:《اگه واست بالهای باز بکشم پرواز میکنی و میری!》
و او هم آرام در گوشم میگفت:《منم دقیقا به همین دلیل برات بال نمیکشم. چون سقوط میکنی.》
و هرجفتمان قانع میشدیم.
اما او برای بالهای باز صبر نکرد.
اما من برای بال صبر نکردم.
او پرواز کرد و من سقوط کردم، ساختمان زیادی بلند بود. میدانید چندین و چند طبقه، آنقدر بلند که جلوی خورشید را هم میگرفت تا نتابد. و او، او خوب میدانست چگونه باید ساختمانهای بلند را پیدا کند.
مطمئنم وقتی پرید، فحشم داد که چرا برایش بالهای گشوده نکشیدم. اما من به او دروغ گفتم. به خاطر پرواز نکردن نبود که نمیکشیدم، به خاطر این بود که میترسیدم وهم پرواز او را به سقوط بکشاند.
وقتی فهمیدم پرواز کرده، آنقدر کتفم را خراش دادم که خون آمد. با ناخن، با چاقو، دست میانداختم و دنبال بال میگشتم. التماس میکردم که رهایم کنند، باید من هم با او پرواز میکردم. او احمق بود، آنقدر به سوی خورشید میرفت که آب میشد.
اما هیچ بالی نبود، همهاش خون بود. خون سرخ، خون من، خون او.
خونی که پرهای بال سفید را سرخ و خیس میکرد. اصلا تقصیر خون است! اگر آن روز جلوی چشمانم را نگرفته بود او را هُل نمیدادم. اگر جلوی چشمانم نیامده بود فریاد نمیزدم که او احمق است.
من پرتابش کردم، میخواستم نشانش دهم هیچکس جز من نمیتواند او را بگیرد و از سقوط نجات دهد. او هم صبر نکرد، بالهای بستهاش را گشود و پرواز کرد. آنقدر سریع که دیگر هیچگاه دستم بهش نرسید.
فرشتهی من؟ کجایی؟ به من برگرد.
شیطانت منتظر است.
#vidar
شماره "۱"
و نه حتی نوشتن. آخرش تئاتر نجاتم داد.
نه نوشتن
نه کتاب
نه بکمن
نه ایتا
آخرش مارول نجاتم داد.
آخرش لوکی و نیشخندش، ثور و موهاش و جین فاستر نجاتم دادن.
اودین و یه چشم نداشتهش.
اونا واقعا قهرمانن.
من خیلی به جزئیات دقت میکنم
نه همیشه ولی خیلی وقتا
و میخوام بگم میتونم به خاطر همون چیز کوچیک میتونم خیلی فکرا پیش خودم کنم
https://eitaa.com/Nummer_ett/17276
باز خوبه. من تو این دوروز نزدیک بود هرمس رو از دست بدم. یه بنده خدایی عاشق دلخستم شده. البته هنوز تو مرحله انکاره ولی مهم نیست😂🤣
#کرم_کتاب
~~~
چی
وای🤣🤣