شماره "۱"
راستی
@Benji16
اگه نوحه یا مداحی داشتید ممنون میشم واسم بفرستید_
نزدیک محرمه باید خودمو شارژ کنم_
شماره "۱"
آنشب کوین از شدت درد و کبودیها نتوانست بخوابد، دوباره سپر بلای اسپایک شده بود، دردش در وصف نمیگنج
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«معلوم نبود اشکها مال کدامشان است، نمیشد تشخیص داد کدام یک دارد رنجهای دیگری را تسکین میدهد، این خاصیت پسران خیابان است.»
پسران خیابان کسایین که سختی کشیدن ولی ایستادن. خراب کردن ولی دوباره شروع کردن. بارها درون خودشون رو کشتن و زنده موندن. کسایین که ویدار با تمام وجودش خلقشون کرده.
#کرم_کتاب
~~~
توصیف خیلی دقیقی بود:))))
《چیزی نیست فقط تازگیا فهمیدم یه مامان بابای لعنتی دارم که منو نمیخوان، پس ببخشید که واسم مهم نیست اسپایک ممکنه کجا رفته باشه.》
ببخشید که اینجور میگما ولی گور باباشون. به درک الای. میدونی به نظرم اگه یکی تو رو جوری در نظر گرفت که انگار وجود نداری اول بزن نفلهاش کنبعد جوری دورش بزن که انگار وجود نداره تا بفهمه چی شد.
#کرم_کتاب
~~~
دست بلند به افتخارت*
دقیقاا
《آخه خانوادههای ما کی واسمون کاری کردن یا اهمیت قائل بودن که الان آبغوره گرفتی؟ احمق خانواده اون بابا و مامان مزخرفت نیستن، اون بلکیه که الان رفته》
خدایی لوگان با باباش بد میکنه. پدرش خیلی پدر خوبیه.
#کرم_کتاب
پ.ن: لوگان در ظاهر: بلکی کدوم گوریه؟
تو باطن: اسپایک کجایی؟ دلم برات تنگ شده؟ اسپایک نری خودتو بکشی؟ اسپایک من بدون تو چهکار کنم؟؟؟؟ اسپایککککک😭😭😭
(با لحن گریون بخونین😂)
~~~
لوگان دنبال مقصر میگرده، از اوناست که برای پوشوندن عذاب وجدان خودش بقیه رو سرزنش میکنه و با اینکه رابطه با باباش خیلی بهتره هنوزم سر مامانش مقصر میدونتش.
چچ نه🤣🤣🤣💔
لوگان میدونست اسپایک ممکنه اونجا رفته باش_