eitaa logo
شماره "۱"
371 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
186 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
راستی
@Benji16 اگه نوحه یا مداحی داشتید ممنون میشم واسم بفرستید_ نزدیک محرمه باید خودمو شارژ کنم_
«تا وقتی اشک روی گونه اسپایک نچکیده بود، متوجه نشد که دارد اشک می‌ریزد. کوین چشمانش را بست و دست چاد را محکم‌تر گرفت، برگشت تا از مغازه بیرون برود.» الان دلم برای کی بسوزه آخه؟😭😭😭😭 ~~~ جفتشون😭😭💔
《می‌دونم... مگه همیشه نمی‌خواستی بال در بیاری؟ خب خیال کن اینجا همونجاست که ازش بال در میاد.》 الان فهمیدم پیتر به کی رفته🤣 آخه این چیه کوین به بچه میگی🤣🤣🤣 ~~~ وای🤣🤣😆😆 خب چی می گفت🤣😶
اسپایک با اشک‌هایی چشمان درشتش را پر می‌کردند و بغض خفه کننده گفت:《می‌سوزه کوین می‌سوزه.》 الهی خیر نبینی داگلاس. ~~~ تیکه تیکه شدم خودم😭😭
آن‌شب کوین از شدت درد و کبودی‌ها نتوانست بخوابد، دوباره سپر بلای اسپایک شده بود، دردش در وصف نمی‌گنجید اما آنقدر اسپایک برایش مهم بود که باز هم انجامش دهد. بازم لعنت بهت داگلاس. لعنت. ~~~
کوین هم به همراه او....نابود کند. ویدار این پاراگراف جدا از ارزش ادبیش واقعا لازم بود. انگار کل داستان روتا الان مرور کرد. این خیلی خفن بودددددددددد😭😭😭😭😭😭 ~~~ مرسیپثنسپسنسچ😭😭😭😭😭
«معلوم نبود اشک‌ها مال کدامشان است، نمی‌شد تشخیص داد کدام یک دارد رنج‌های دیگری را تسکین می‌دهد، این خاصیت پسران خیابان است.» پسران خیابان کسایین که سختی کشیدن ولی ایستادن. خراب کردن ولی دوباره شروع کردن. بارها درون خودشون رو کشتن و زنده موندن. کسایین که ویدار با تمام وجودش خلقشون کرده. ~~~ توصیف خیلی دقیقی بود:))))
《مگه اینجا نیست؟》 دیروز حول و حوش یه ربع تو خونه داشتم با بابام حرف میزدم از تو اتاقم که مامانم از اون ور گفت با کی حرف میزنی؟ بابا رفته تو حیاط نمیدونم چه‌کار با پمپ کنه🤣😂 ~~~ وایی جررر🤣🤣🤣🤣🤣
《چیزی نیست فقط تازگیا فهمیدم یه مامان بابای لعنتی دارم که منو نمی‌خوان، پس ببخشید که واسم مهم نیست اسپایک ممکنه کجا رفته باشه.》 ببخشید که اینجور میگما ولی گور باباشون. به درک الای. میدونی به نظرم اگه یکی تو رو جوری در نظر گرفت که انگار وجود نداری اول بزن نفله‌اش کنبعد جوری دورش بزن که انگار وجود نداره تا بفهمه چی شد. ~~~ دست بلند به افتخارت* دقیقاا
《آخه خانواده‌های ما کی واسمون کاری کردن یا اهمیت قائل بودن که الان آبغوره گرفتی؟ احمق خانواده اون بابا و مامان مزخرفت نیستن، اون بلکیه که الان رفته》 خدایی لوگان با باباش بد می‌کنه. پدرش خیلی پدر خوبیه. پ.ن: لوگان در ظاهر: بلکی کدوم گوریه؟ تو باطن: اسپایک کجایی؟ دلم برات تنگ شده؟ اسپایک نری خودتو بکشی؟ اسپایک من بدون تو چه‌کار کنم؟؟؟؟ اسپایککککک😭😭😭 (با لحن گریون بخونین😂) ~~~ لوگان دنبال مقصر می‌گرده، از اوناست که برای پوشوندن عذاب وجدان خودش بقیه رو سرزنش می‌کنه و با اینکه رابطه با باباش خیلی بهتره هنوزم سر مامانش مقصر می‌دونتش. چچ نه🤣🤣🤣💔 لوگان می‌دونست اسپایک ممکنه اونجا رفته باش_