eitaa logo
شماره "۱"
372 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
186 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
هر چی که بشه ما منتظریم که بیای، منتظر متنات، ادامه پسران خیابان، حرفایی که یهویی میزنی، جواب ناشناس و... ~~~ هر چی که بشه از عاشق اینجا بودن دست نمی‌کشم:))
https://eitaa.com/Nummer_ett/17312 حتی ربات هم میدونه پیتر از اسپایک ناراحت نمی‌خواد پیشش باشه ~~~ چی وای🤣🤣🤣
«گاهی اوقات آدم بزرگا اینجوری میشن» _«"آدم بزرگا عجیبن"» ~~~
《آدم بزرگا عجیبن.》 چه حرفش درست بود. ~~~ Yepi_
《واسه یه لشکر خسته غذا بیار. اینجا کسی سیرمونی نداره.》 وای وای. کوین و این چهارتا چه شود.😍 ~~~ عاشقشونم
:《اگه می‌دونستم دستپختت اینجوری میشه زودتر می‌رفتم.》 احساس می‌کنم کوین واقعا زن زندگیه. سه تا بچه بزرگ کرده، آشپزیم می‌کنه، سرکارم میره. واقعا خانمه😂 پ.ن: کوین رو برای کی پیچیده بودی؟ به نظرم مهریه زیاد بذار براش😂 ~~~ پسنسپسگسپ جررر🤣🤣🤣 نایریکا🤣
فردی که به صورت یک طرفه و کج نشسته بود و موهایش مثل پرده معلق بودند گفت:《پیتر》 به به حافظشم که خوبه فردی جانم😍🧿📿🧿📿😂😂 عاشق دلخسته ~~~ نمی‌تونم دست از خندیدن به استیکرات بکشم🤣🤣🤣
کوین اخم کرد:《بلکی کیه؟》 حالم کوین. ~~~ 🤣🗣🤝
《بی خیال، من سگ جونم، هیچ اتفاقی واسم نمیوفته.》 راس میگ_ نه نه الان ویدار میاد میزنه بدبختش می‌کنهههه. ~~~ لبخند شیطانی*
اسپایک و کوین همزمان گفتند:《سلاخ‌خونه متروک.》 گویی تاریخ تکرار شده باشد. دوباره همانجا، با همان خاطرات. ویدار این داره به من نشون میده که داستان داره میره به اون روزای سرد زمستونی که بارش برف جلوی نور خورشید رو گرفته و همه جا تاریکه اما یه زیباییی خاص داره. یه زیبایی که مطلق و پیدا نیست و توی تک تک اون اجزای تشکیل دهنده اون حالت نهفته است توی اون حس ناامیدی مطلق توی بدبختی. ~~~ سپنسپسمشپ😭😭😭🙏
https://eitaa.com/Nummer_ett/17459 اومدم زیست بخونم مثلا. همش وسط درس: دورگه ها جزو جمعیت نیستن من: راسته دیگه هیچکی گردنشون نمی‌گرفت. دو دقیقه بعد دوباره تو بهر درسم: هرمافرویت من عه هرمس هرمس 😂 ~~~ وای🤣🤣🤣🤣