مرگ خیلی چیز ناگهانیایه
خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر کنید. یه روز با یادآوری کاراش بهش میخندید و فرداش میفهمید اون، جوون، سرزنده، کمککننده حالا دیگه نیست
خیلی بدیهی
خیلی نزدیک
و آدم میتونه به یه سری چیزا نگاه کنه و اونو یادش بیاد.
مرگ باورنکردنیه
مرگ شکست ناپذیر
و با اینکه بارها گفتم و هنوزم میگم که از مرگ نمیترسم، اما وقتی از بغل گوشت رد بشه باز هم مور مور میشی.
پس... میشه برای یه نفر فاتحه بفرستید؟
اسمش حسین بود و با شروع عزاداری واسه حسین (ع) رفت...
شماره "۱"
مردم این کشور، مردم این دین هنوزم که هنوزه برایت اشک میریزند. هنوزم پرچم سیه به در میآویزند و برای
اشک ریختن بدیهی ترین کاریست که میتوان کرد. سادهترین کار، اما همینش همم جوری قلب را میسوزاند که اشکها رود بشوند و دردها دریا.
امروز اولین طبلها به صدا درآمدند، امام من میبینی؟ هر طبل پژواک قدمهای توست به سوی میدان نبرد. هر طبل پژواک تیرهای پروازکرده و اتفاقات ناگوار آیندهست.
و چقدر نام تو مقدس است، چقدر همچو شهادت زیباست که او زمانی از این دنیا برود که ما طبلهایمان را برای عزاداری تو بیرون میآوریم.
#vidar
شماره "۱"
اشک ریختن بدیهی ترین کاریست که میتوان کرد. سادهترین کار، اما همینش همم جوری قلب را میسوزاند که ا
دشنه، بر لب تشنه، بر لب تشنه
خنجر، بر تار حنجر، بر تار حنجر
در خواب، کودک بیتاب، کودک بیتاب
خاموش، طفل در آغوش، طفل در آغوش
زینب، آیهها بر لب، آیهها بر لب
خواهر، داغ برادر، داغ برادر
عباس، بوی گل یاس، بوی گل یاس،
اکبر، لالهی پرپر، لالهی پرپر
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
شب بخیر ارواح، شب بخیر
من با هزار زور و زحمت اون همه عکس پیدا کردم با هزار زحمت چیدمشون با هزار زحمت مرتبشون کردم تا بشینم سر فرصت فن فیک واسشون بنویسم و الان ایتا منظورت چیه که محو شدنمسپسنسپ
پس کدوم گورین الان؟ داری باهام شوخی میکنی دیگه؟ الان من چجوری دوباره اون همه عکسو جمع کنم و بسازم؟
میبینید یه دو روز میخوام خوب باشم گند میزنید به اعصابممسپسوسپ
لعنت بهت لعنت بهت لعنت بهت
الان چیکار کنم؟؟
عکسا رو دوباره از کجا جمع کنم؟ مسمسکسمشکسپسگسپسک
اصلا چجوری میتونی محتوا بخوری؟ چه باگ عظیمی داری که اینجوری میکنی؟
هرچی مشکل داشتی هیچی نگفتم این بازی جدیدت چیه الانپسمسپ