دلم میخواد برم یه جوری که انگار هیچوقت نبودم
و بعد یکی بیاد دنبالم و نشونم بده بودن مهم بوده
دلم میخواد محو شم و وقتی برگشتم همه چیز متفاوت شده باشه تا مجبور شم یه شروع دوباره داشته باشم
همینقدر احمقانه و از روی درموندگی
این دنیا خیلی بی رحمه من هنوز دلم میخواد دستمالهای آشپزخونه رو بسوزونم، بین شب خوابیدن یا نخوابیدن تو خونه مامان بزرگم دو به شک بشم و با پسر عمم آجر بازی کنم، من هنوز نیاز دارم فرش خودمو داشته باشم💔
شماره "۱"
گم شدن واژه ها ،
من باز یه کانال خوشگل پیدا کردم
اسمش، پروفش، بیوش، محتواش وای
حتی اکانت صاحبش
من همهچیزم را فدا کردم، رویاهایم را گریستم و دنیایم را شکافتم تا از آن محافظت کنم. من هر روز بیشتر عاشقش شدم و حتی وقتی آن، سیگارش را روی پوستم خموش میکرد و قلبم را میشکافت لب نمیزدم چون عاشقش بودم.
چون من عاشق چیزی شدم که حتی انشان هم نبود اما قلب مرا به گونهای ربود که حس میکردم از ابتدا قلب نداشتم.
#vidar