eitaa logo
شماره "۱"
370 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
186 ویدیو
17 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیمی که هفت خرداد گذاشته بودی رو دادی؟ من ندیدم راستش ~~~ یا خدا_ آره گذاشتم فقط از این بازار شام چجوری پیدا کنم_
شماره "۱"
از اینجا شروع میشه
واقعا غمگینم می‌کنه که اون همه زحنت می‌کشم و می‌نویسم ولی خیالیا به خاطر شلوغی نمی‌بیننشون):
احمقانه یه صفت بی معنیه ساخته شده تا باهاش تحقیر کنن ، ساخته شده تا وقتی مردم نمیتونن چیزی رو توصیف کنن ازش استفاده کنن. قهرمان ها در حقیقت افرادی هستن که بدون ترسیدن از قضاوت دیگران و اینکه بهشون بگن احمق، کار های احمقانه میکنن ویدار. در حقیقت این کار های احمقانه است که اون ها رو قهرمان کرده. ~~~ ولی من که قهرمان نیستم من فقط می‌خواستم باعث بشم یکی قهرمان باشه و فکر کنم انتظار زیادی بوده باشه...
شماره "۱"
احمقانه یه صفت بی معنیه ساخته شده تا باهاش تحقیر کنن ، ساخته شده تا وقتی مردم نمیتونن چیزی رو توصیف
بنی قهرمان بود، ویدار، ادی، زوکو و بقیه ولی من نیستم سعی می‌کنم مثل اونا باشم، سعی می‌کنم قهرمان باشم ولی نمیصم و راستش دیگه اهمیتی نمیدم...
می‌دونی چیه شاید پیام دوست هات خیلی از پیام من برات کمک کننده‌تر باشه، اما خواستم بدونی قهرمان من یه آدم معمولی بود با این تفاوت که شجاع بود، همه میتونستن کاری که اون کرد رو انجام بدن. چرا انجام ندادن؟ چون دوست داشتن احمق نباشن. تو رو نمیدونم، نمیدونم این پیام ناراحتت میکنه یا خوشحال، ولی من عاشق احمق بودن هستم ~~~ ینو نگو پیام تو هم خیلی کمک کردد این پیام یه حس بدون اسم داخلم ایجاد می‌کنه:)
https://eitaa.com/Nummer_ett/17737 این سری جدیده؟ من ندیدمش چراااا ~~~ سینماییه تازه اومدهه
https://eitaa.com/dardeghalbam خوشحال میشم اکانت زیبای شما و ممبرای گلتون رو تو چنلم ببینم=] https://eitaa.com/chehreyeehsasat معرفی میکنید لوطفا؟ ~~~ حمایت کنیدد
اسبی سفید و براق، فقط گوشه زمین نشسته بود و نگاه می‌کرد سرباز ها چگونه اول می‌رفتند و سر خود را به باد می‌دادند، وزیر، شاه، فیل... هیچکس افسارش را نگرفته بود، خودش بود و خودش، چند خانه را رد کرد و در گودال های مشکی پرید، و... اسبی را دید که به سیاهی شب بود و به زیبایی رویایی که بعد از یک نبرد طولانی در خواب می‌دید، اما چه فایده، رخ آمد و نگذاشت بیشتر از این رخ اسب سیاهش را ببیند، شاید اگر شاهزاده ای افسارش را می‌گرفت و با پرنسس سیاه قرار میگذاشت، این اسب های‌ متضاد به هم میرسیدند و کرهٔ خاکستریشان را نوازش می‌کردند، افسوس که اسب سفید حالا از زمین شطرنجی بیرون است. ~~~
شماره "۱"
اسبی سفید و براق، فقط گوشه زمین نشسته بود و نگاه می‌کرد سرباز ها چگونه اول می‌رفتند و سر خود را به ب
پسکسپسنشپ خیلی قشنگ بود وای شطرنج از این دید جدید و قشنگ بود مرسی که شرکت کردیی😭✨
https://eitaa.com/Nummer_ett/17789 یکی دو روز وقت بده ، بنویسم منم مرسی گایا ~~~ وقتی نیست تا هر وقت بخواید می‌تونید بنویسید
نامردیه، من یه عالمه حرف داشتم و تو ناشناسو برداشتی، الانم حرفم یادف رفته 🥲😭😂😂 البته خوشحالم حالت خوب شده. خودتو بیشتر دوست داشته باش ویدییی ~~~ ببخشید_ مرسیمیچسنسج😭😭