eitaa logo
شماره "۱"
371 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
191 ویدیو
18 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/18084 آقا اینام من نبودم!ترو خدا تک بزنید- -پکس ~~~ قاطی کردم_ اشکال ندا_
https://eitaa.com/Nummer_ett/18081 بخاطر این که خودت هستی حس بدی نداشته باش مگه تو آدم نیستی؟ آدما شکایت میکنن، ناله میکنن، رفتار بد دارن، خسته میشن و..... ~~~ درسته ممنونم😭😭
https://eitaa.com/Nummer_ett/18049 😔🤝🏻 بیا بریم هاگوارتر اونجا حداقل به ارواح احترام میذارن البته ما رو اونجا هم راه نمیدن. عالیه ~~~ موافقمممسچسج 😭😭
https://eitaa.com/Nummer_ett/18051 نمیفهمم داگلاس دیوونه است یا من😑 دنیای دیوانه و دیوانه کننده. ~~~ داگلاس خیلی کشید، دیگه تحمل نداشت)
https://eitaa.com/Nummer_ett/18066 ناشکری نکن دختر جان من همون یدونه رو هم ندارم💆🏻‍♀️ ~~~ ناشکری نمی‌کنم ولی همه چیز پیچیده‌ست...
https://eitaa.com/Nummer_ett/18046 داگلاس خوب اریک خوب_داگلاس بد ~~~ 🤣🗣😔
https://eitaa.com/Nummer_ett/18069 مزخرففففف؟داگلاس آدمم خفت میکنه؟ وقتشه بگم بکنتت تو گونی😑✋🏻 ~~~ اگه به پسراش آسیب بزنه آر_🤣🤣
چرا هیچی نمیتونم بهت بگممممم. الان من بگم تو خوش قلم ترین مهربون ترین دوست داشتنی ترین صادق ترین و.... دختری هستی که میشناسم (حقیقتت)باور میکنی؟ ~~~ پسنسپسنسچنسچس بذار اول قربونت برم بعددمسنسچس
https://eitaa.com/Nummer_ett/18081 وقتی به قول خودت چیز ناله میکنی نه ولی وقتی هعی به خودت میگی مزخرف و... واقعا دلم میخواد بگیرم بزنمت✋🏻😑 ~~~
سلام. برای چالش:( یه ذره طول کشید) صدای سوت آغاز بازی مانند خنجری در گوشم فرو می‌رود. بازیکن حریف با سرویسی درجه یک، توپ را به سمت زمین ما پرتاب می‌کند. بازیکن شماره دو با ساعد از زمین در برابر حمله‌ی وحشیانه توپ محافظت می‌کند. توپ مانند پرنده‌ای که تازه از قفس آزاد شده، به بالا اوج می‌گیرد. هرچند، آن پرنده‌ی زخمی که توان بال زدن ندارد، دوباره سقوط می‌کند. دست‌هایم را بالای سرم می‌برم و با ضربه‌ای توپ را به سمت زمین حریف می‌فرستم. به حرکت توپ نگاه می‌کنم. توپی به رنگ سفید، به رنگ موهای تو. گویی زمان از حرکت می‌ایستد. توپ آرام می‌چرخد، صورت تو به سمت من برمیگردد:«تو که فکر نمی‌کنی تقصیر منه، نه؟» موهای پریشانت، چهره‌ات را پوشانده. چشمانت را از بین طره‌های مویت می‌بینم. به چشمانت خیره می‌شوم. دهانم را باز می‌کنم تا نامت را بخوانم. بر زمین می‌افتی. خون همه جا را میگیرد. قدمی بر می‌دارم که به سمتت بیایم. قدمی دیگر. صدای سوت داور همه چیز را ناپدید میکند. صدای جیغ. به سرعت سرم را میچرخانم. آه، این تشویق تماشاچیاست. نفس حبس شده‌ام را بیرون میدهم. دوباره به همان‌جا نگاه می‌کنم. نه خون و نه تو. فقط توپ است، توپی سفید. دستی شانه‌ام را میگیرد:« هی خوبی رفیق؟ چرا اینجا وایستادی؟ گل زدیا!» به سمت بقیه برمیگردم. طبق عادتِ بعد از هر گل، دست‌هایشان را بر شانه‌های هم انداخته و حلقه‌ای تشکیل داده‌اند، منتظر من. وای درسته. ضربه‌م گل شد. تک خنده‌ای می‌کنم:« حواسم یه لحظه پرت شد. عجب ضربه‌ای زدم!» به حلقه‌ می‌پیوندم. _ بریم برای گل بعدی! _ این ست مال ماست! با صدای سوت، بازی آغاز می‌شود. توپ سفید دوباره در بالای زمین به حرکت در می‌آید. چشمانم حرکت توپ را دنبال میکند. به دلیل سرعت بالای توپ، گویی توپ ردی از سفیدی به جا می‌گذارد. ردی از سفیدی. موهای تو. سرم را محکم تکان میدهم. تمرکز کن! توپ دوباره به زمین ما می‌رسد، به بازیکن سمت چپ من. او پاس میدهد. توپ به سرعت از جلوی من رد می‌شود. رد سفید. موهای تو. باد موهایت را پریشان کرده. دستم را بلند میکنم که موهایت را بگیرم. بهتر بود در این روز طوفانی، آنها را می‌بستی. برایت ببندم؟ صدای خنده‌ای تو در گوشم طنین‌انداز می‌شود:« می‌خوای به بند بکشیشون؟ بزار آزاد باشن، مثل پر‌های پرنده.» به سمتم برمیگردی. تور سفید. همه چیز در یک لحظه ناپدید میشود. بازیکنان حریف شادی می‌کنند. شاد‌ی‌شان از چیست؟ سرم را برمی‌گردانم. توپ روی زمین ما، آرام حرکت میکند. گل خورده‌ایم. _ هی! چرا مثل این عقب‌مونده‌ها یه جا خشکت زده؟ توپ دقیقا از کنارت رد شد! زمزمه‌های بقیه را می‌شنوم، پر از سرزنش. «ب‌...ببخشید، دفعه بعد ح..حواسم رو جمع میکنم... .» دوباره می‌ایستیم، منتظر سرویس حریف. بازیکن حریف به توپ ضربه می‌زند. توپ از بالای تور رد می‌شود. دستان ماهر بازیکنان تیم ما، مانع از برخورد توپ به زمین میشوند. توپ به سمت من پرتاب می‌شود، دستانم را با انگشت‌های باز شده بالای سرم کنار هم قرار می‌دهم. توپ به دستم برخورد می‌کند. توپ سفید. موهای سفید. دستانم دو طرف صورتت قرار دارند. انگشتانم صورتت را فشار می‌دهند. مجبورت می‌کنم که مستقیم به من نگاه کنی. چشمان پر از خشمت به من خیره شده. تنفر در صورتت موج می‌زند:«ازت نمی‌ترسم، عوضی خودخواه.» سرت را از بین دستان من خارج می‌کنی. محکم هلت می‌دهم و به عقب پرت می‌شوی. سرت محکم به دیوار می‌خورد. نیمه هوشیار بر روی زمین می‌افتی. ردی از خون بر دیوار پشتت به جا می‌ماند... . توپ که به تور خورده، به زمین می‌خورد. یک گل به نفع تیم حریف. نتوانستم به توپ ضربه بزنم. _تو چت شده امروز؟ برو رو نیکمت بشین. اینطوری که بازی رو می‌بازیم! « نه نه! من خوبم. این دفعه گل می‌کنم.» صدای غرولند بقیه میان فریاد تماشاچیان گم می‌شود. دوباره بازی آغاز می‌شود. سرم را محکم به طرفین تکان می‌دهم. فقط اگه اون توپ لعنتی سفید نبود! توپ سفید. سفید به رنگ موهای تو. موهایی که به خون آغشته شده‌اند. توپ دوباره پرتاب می‌شود. بازی می‌گذرد. هر تیم گل‌هایی به ثمر می‌رسانند. تمرکز برایم دشوار است. در هر ثانیه اتفاقات آن شب در ذهنم مرور می‌شوند. احساسات مختلف قلبم را به بازی گرفته‌اند. خشمگینم که انقدر زود تنهایم گذاشتی. غمگینم که تنهایم گذاشتی. عذاب‌وجدان دارم که خودم باعث تنهایی‌ام شدم. که من دلیل رفتنت بودم. بازیکن حریف به شدت به توپ ضربه می‌زند. توپ در هوا اوج می‌گیرد و به طرف من می‌آید. به توپ خیره می‌مانم. توپ گرد است، مانند یک سر. سری جدا شده از بدن. سر تو.