حس میکنم دارمگند میزنم
تیکههای مازل رو دارم ولی حس میکنم دارم بد میچینمشون
مثل یه معمای درست حسابی چیده و بعدش حل نمیشه...
نمیدونم
حس میکنم عشقمو به بسکتبال از دست دادم، انگار از تلاش کردن خسته شدم. انگار برام مهم نیست بد باشم، حس دویدن و توپ جا به جا کردن ندارم، دیگه با گل زرن خوشحال نمیشم. نیاز به هیجان دارم نیاز به شماره ۲۶ و بازیکن پارا دارم... نیاز دارم بچههای قدیم رو ببینم اینا... اینا خیلی جدیدن.
نیاز دارم مربیم رو نا امید نکنم، که به خاطر نا امید نکردنش عذاب وجدان بگیرم
ولی هیچی نیست
منتظرم ساعت باشگاه تموم شه، دیگه برام مهم نیست اول صف وایسم یا دیگه برام مهم نیست یار دو نفر باشم.
از تلاش کردن خسته شدم... شایدم هیچوفت تلاش نکردم. شاید مسئله همین باشه
شماره "۱"
حس میکنم عشقمو به بسکتبال از دست دادم، انگار از تلاش کردن خسته شدم. انگار برام مهم نیست بد باشم، حس
نمیدونم... همه چیز خیلی سخت و پیچیدهست.
شماره "۱"
این استیکرای لعنتی یه لبخند خسته کم دارن. اگه پیدام کردید بهم سلام برسونید🖐
اگه از تو ناشناس گزارشت کنم فقط دیگه تو ناشناس من نمیتونی پیام بدی یا واست دردسر میشه...؟
بیر اسکین خیلی خوشگل شده میرم بمیرم
وایب اون روزی رو میده که بنی رفت پیش رامونا واسه استخدام
شماره "۱"
بیر اسکین خیلی خوشگل شده میرم بمیرم وایب اون روزی رو میده که بنی رفت پیش رامونا واسه استخدام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا