یک شب میآید که من کنارت نیستم، اگر چنین شد اجازه نده غم تو را احاطه کند. و اگر باز نیز چنین شد، بدان که من از دور بر اشکهایت بوسه میزنم.
حتی اگر از آسمان تو را ببینم.
نفرینت میکنم پس از من غمگین نشوی. شاید بگویی این یک دعاست، اما در اشتباهی. غم شاید درد داشته باشد، اما به این خاطر است که دارد درد را میشوید، همچو الکلی که زخم را تمیز میکند.
اگر غم نباشد درد مانند آن زخم چرک میکند، عفونتش خشم میشود و فقط رنج بیشتری با خود میآورد.
درد و رنج برادر بودند، درد اول میامد و تو را نگاه میداشت، سپس رنج در قلبت چاقو فرو میکرد و درد لذت میبرد.
برادران خوبیاند، هم را خیلی دوست دارند. قربانیانشان را نیز.
منو باش که نشستم انقدر گل ارکیده گوش کردم که غمگین بشم بتونم دو خط چیز بنویسم واسه شما💔
هدایت شده از زندگی بهم ریختهJR(عمو ددپول فوتبالی)