شماره "۱"
پیرمردی روی صندلی و پشت به در اتاق نشسته، اسکناسی در دست داشت و چراغ نفتیای روی دیوار اتاق را روشن
به داگلاس واقعی گفت، به ارنی گفت، به امانوئل، به استیو، سارا، کلاغ، راج، کوین، اسپایک، پیتر و هر پسر دیگری که باید آن عذرخواهی را میشنید.
داگلاس به آنها گفت اما تنها کسانی که شنیدند، آتشهای در حال زبانه کشیدن بودند.
و فراموش نکنید که دومین پسر مورداعتماد داگلاس، کوین بود. عینک او را فراموش نکنید، گونههای برجسته و زاویه فکش را. فراموش نکنید که مانند سایه نامرئی و مانند باد سریع بود.
فراموش نکنید مراقب اسپایک بود، نگران پیتر و برادر بزرگتری برای چاد بود.
از خاطر نبرید که او چگونه به ستارهها نگاه کرد، چگونه هر شب کابوس دید و چگونه اعتیاد را از استخوانهایش بیرون کرد.
قولهایی که شکست را فراموش نکنید.
و فراموش نکنید او در تمام عمر دنبال یک خانواده بود و در آخرین لحظه زندگیاش واقعا یک خانواده داشت.
یک پدر.
و فراموش نکنید هم پدر، پسر خیابان بود و هم پسر.
#پسران_خیابان
من اشک نریختم.
ولی واقعا امیدوارم شما بریزید.
چون اون لیاقتش رو داره.
و کاش میتونستم بگم تموم شد.
بگم تمام اوج درد همینجا بود.
ولی هیچوقت وقتی داره تو یه شب سرد بارون میباره، مرگ به جون یک نفر و درد برای مرگ یک نفر قانع نمیشه.
تقدیم به تمام کسانی که در زندگی کوین بودند، باشد که شما به ستارهها نگاه کنید و به جای مرگ آنها، نورشان را ببینید.
هدایت شده از شوریدگان لاکدار 🏴
500.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Bro, doesn't try to look cool.
Bro IS cool.