فیلم Complete unknown رو دیدم.
چی میتونم بگم جز اینکه باب تو یه شاهکاری؟
میدونید؟ الان که فکر میکنم من نه راک دوست دارم نه کانتری. من اصلا یه بک واحد دوست ندارم، من عشق میورزم به خوانندههایی که میگیرن با سرکشی سبکها رو قاطی میکنن. من عاشق بابام وقتی فولک رو با گیتار الکتریکی اجرا کرد، عاشق الویس وقتی راک اند رول و کانتری رو ترکیب کرد من عاشق سبکِ بی سبکیام.
عاشق سبک آزادی.
داشتم به سرگرمیها و علایق عجیب ادما فکر میکردم. مثلا مایلز تو در جستجوی آلاسکا سرگرمی عجیبی برای حفظ کردن جملههای قبل از مرگ آدمای معروف داشت.
و فکر کنم منم سرگرمی عجیبمو پیدا کردم.
میرم دنبال خوانندههای دهه ۷۰ یا هشتاد یا حتی ۶۰ میلادی. دست میندازم و اگه فیلم بیوگرافی موزیکال داشت در میارم و میبینم و اگه نه همینجوری گوشش میدم.
یعنی این کاریه که میتونم تا ابد انجامش بدم، میتونم دوستامو از بین اونا پیدا کنم، زندگیهاشونو از بَر بشم و اهنگاشونو گوش کنم و هر شب بهشون شب بخیر بگم.
میفهمید چی میگم...؟