eitaa logo
شماره "۱"
364 دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
508 ویدیو
21 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
اینجا اینجوری بودم:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
_the end
دیشب که می‌خواستم بخوابم از اون فکرای الکی مثل همیشه زد به سرم حقیقت اینجاست که این یکی سال تحصیلی با بقیه فرق داره یه جور دوره جدیده (هر فکری می‌تونید درباره سنم کنید نخواهید فهمید درسته یا نه) و واقعا ممکنه از بعد تابستون همه چیز فرق کنه. حرفی که تیمو هم دیشب زد کمکی نکرد. انگار این تابستون آخرین تابستونی باشه که باید ازش لذت ببرم و حقیقتا بردم. از کتاب گرفته تا انواع فیلم‌ها و سریال شاهکار، کارای جدیدیم انجام دادم و واقعا تابستون خوبی بود. و شبیه پایان‌ها بود
صادقانه بگم شاید مهر که شروع بشه ویداری هم دیگه اینجا نیاد نمیدونم چقدر ممکنه امسال سخت بگذره نمیدونم اراده دور موندن رو دارم یا نه ولی همین الانشم نسبت به قبلا فضای مجازیم کمتر شده و شاید فقط شاید یه روزی بیاد که دیگه تا مدت‌ها ویداری در کار نباشه
به هر حال بزرگ شدنه دیگه چه بخوای و چه نخوای میاد. نمیدونم اگه من نباشم تکلیف اینجا یا هل فایر چی میشه نمیدونم اگه برای چندین ماه برم و بعد یه مدت طولانی برگردم چه چیزایی ممکنه تغییر کرده باشه
راستش همیشه از تغییر می‌ترسیدم. مخصوصا تغییرایی که توشون نباشم. می‌ترسم که برگردم و با چشمام ببینم که بدون من هم آدما به زندگی و پیشرفت ادامه میدن. این خیلی ترسناکه
و خودم میدونم قراره بهم بدجوری سخت بگذره. خودم میدونم ممکنه از پسش بر نیام. این یه چیز جدیده، شاید برای اولین بار تو دور و اطرافم و قراره وحشتناک سخت باشه تیمو گفته، لیندا گفته، دوستم تو باشگاه هم گفته. خودمم میدونم. ولی می‌خوام امتحانش کنم. می‌خوام ببینم می‌تونم کل زندگیمو بی خیال بشم و کاری رو ممکن کنم که خیلیا میگن نمیشه یا نه می‌خوام به خودم و بقیه ثابت کنم از پسش بر میام. شاید موفق بشم و تبدیل شم به یه پیروزی شایدم با سر بخورم زمین ولی بی خیال مگه زندگی چیزی جز همینه؟ حداقل آخرش مطمئن میشم که تلاشمو کردم
خیلی چیزا رو نمیدونم ولی از یه چیزی مطمئنم از هر راهی که شده اقدام خواهم کرد، هر جور که شده و به هر دری می‌زنم تا این دنیا منو به یاد بیاره. مهم نیست از طریق نویسندگی یا هرچیز دیگه‌ای باشه یک نفر باید منو بعد مرگم به خاطر بیاره من این همه سختی نمی‌کشم که زغال بمونم
نه تونستم پارت بدم نه تقدیمیا رو آماده کنم ولی بدم نشد زدن این حرفا حالمو بهتر کرد
شماره "۱"
‌No.36 پیام دادن به یه کسایی بعد مدت‌ها، سریال صد، فست اند فیوریس، رزی، رول دونده هزارتو، بازگشت، سا
No.37 ترس و وحشت، چاتی پاتی، تیمو، اوسیموسیس جونز، توکیو دریفت، خانواده تیبو، ایزی و مرگان و آرتور، سیگاری‌گاری بنگ، اینوینسیبل، حرفای آخر شبی، یک ساعت، هان، علامت دادن، "شب خوش، شب بخیر"
هدایت شده از شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)