نمیتونم نمیتونم نمیتونم کارامو تا آخر سهریور تموم کنم نمیتونم داستانو تا اون موقع بنویسم و تموم کنم در حالتی که قفل قلم گرفتم و نوشتنم نمیاد
سرم شلوغه و نمیتونممسچشنشپ
دارم دیوونه میشم
تایم فدای هر کسی که منو فراموش کرده ولی من هنوز اونا رو یادمه.
نمیدونم چرا.
و اون شانکی که اینجا رو سرا پا نگه میداره.