حس میکنم طلسم باستانی شکستم
دارم کتاب میخونمممم
وای ولی چقدر عاشق کتابم، چقدر دلم تنگ بود
کتاب یه لذتی داره که تا دور نشی نمیفهمیش
نمیتونم از دستشون ناراحت باشم، چطور میتونم ازشون متنفر باشم وقتی انقدر خالصانه دوستشون دارم؟ وقتی هرکاریم کنن آخرش ته دلم قلبم با دیدنشون سراسر از شادی پر میشه؟
عاشقشونم و فقط کاش... کاش برای همون چیزایی که تو دلم عه و نمیتونم بگم.
شماره "۱"
No.38 باشگاه، ران بوی ران، کبوتر یا طوطی مسئله این است، رونالدو و تارزان، بازیهای مود شده، ریواچ و
No.39
روز نحص، بایولوجی کلاکس، شوهر عمه و ماشین قدیمی، ویل هیون، ریواچ آل کریچرز، باشگاه، بیبی سیتر، عقاید و تفکرات، پنجاهی، سوپ، اسپویل و لالا لند، جک، امید، بیست و شیشم، کابوس، گرما.