خیال میکنی زندهای، میپنداری خوشبختی، تا وقتی که دیگران را میبینی.
آنگاه است که لبخند دروغینت از دست میرود و تو میمانی و برچسب افسردگی.
بهانه نیاور، تا به حال در عمرم او را در آغوش نگرفتهام اما از هر کسی که هر روزه در آغوش میگیرم، برایم مهمتر است.
دستش را داخل تکههای قلبم فرو برد و پرسید:《درد دارد؟》
با چشمان خونین و اشکین نگاهش کردم، دستش را بیشتر فرو برد و گفت:《خوب است... درد بکش.》
من همینم، غمگین و همیشه خسته، میخواهی بخواه و نمیخواهی آنجا یک در است. البته باید کفپوشش را عوض کنم، آنقدر از رویش رد شدند و رفتند که پوسیده شده.
قضیه چیه؟
هرچی فیلم شروع میکنم همه جا پر میشه ازش
کلا دوتا ادیت تو صندوقجه راجرز از هانگر گیمز در مقایسه با دونده هزارتو دیده بودم
الان زمین و زمان یا داره هانگر گیمز میبینه یا فنشه
تین ولف شروع کردم که اصلا کم مونده بود مامانم بگه منم دارم میبینم
این فیلما قدیمی هم هست اخه جدید نیومده که