eitaa logo
شماره "۱"
365 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
544 ویدیو
21 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
اسپایک با صورت بی احساس به او نزدیک شد و در چند قدمی‌اش ایستاد. داگلاس پیر چشمانش را باز کرد و با سر
هر چی می‌خواید بگید بگید من داگلاس رو دوست داشتم اون خیلی واقعی بود اونقدر که از درک خارج می‌شد داگلاس انقدر واقعی بکد که داخل معیارهای آدم خوب و آدم بد جا نمی‌شد. داگلاس همون کاری رو کرد که قول داده بود، اون به هر قیمتی _حتی به قیمت جون پسرای خودش_ از پسراش مراقبت کرد. بدون داگلاس اون پسرا هم تا اینجا نمی‌رسیدن. داگلاس عجیب‌ترین شخصیتی بود که خلق کردم، من اولاش اونو ساختم و بعد اون خودش پیش رفت. از یه جایی به بعد من فقط نقل کردم، واقعا میگم، داگلاس خودش تصمیم گرفت، داگلاس خودش ادامه داد. از یه جایی به بعد من تو خلقش هیچ‌کاره بودم.
تایم فداتوننن
الکس چون تو رول باهم دوثت شدیم
ویدار شانک
شماره "۱"
No.44 روز مزخرف، هل‌فایر، د اوت سایدرز، تیمو، دالاس، تصمیم، دعوا، تروی، نوجوونی.
No.45 گرما، کتابخونه، فمیلی نایت وحشتناک، تیمو، ایگی، حسای نوجوونی (لعنت بهشون)، فیلم، کتاببب، د اوت سایدرز، مدل موی جدید، ویدیومسیجای رزی، رول، تین ولففپسنپسنش، پسران خیابان.
هدایت شده از شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
یه تصمیم گرفتم حسم گرفت بعدا میگ_
شماره "۱"
اون زمان که دغدغه‌م این بود که بتونم لستر پاپادوپلوس رو تلفظ کنم.
اون زمان که خواهرم که به زور راه می‌رفت تو خونه منتظر بود من براش از مدرسه خوراکی بخرم ببرم که موقع فیلم دیدم بخوره.
شماره "۱"
اون زمان که خواهرم که به زور راه می‌رفت تو خونه منتظر بود من براش از مدرسه خوراکی بخرم ببرم که موقع
اون زمان که داداشم از مدرسه‌ش واسم شیر پاکتی‌هاشو میاورد من بخورم اون زمان که مامانم اجازه نمی‌داد لواشک‌ بیرونی بخوریم و ما غیرقانونی می‌خوردیم