شماره "۱"
شما هم بیاید بگید کِی تولدتونه ایشون روی پروفایلش نوشته بود بیاید بگیددد
خب یه اسمی چیزی هم بگید دیگه😶
(روی صحبتم با اون یه نفریه که گفته وگرنه هیچ آبی از بقیهتون گرم نمیشه، واقعا که همش انگورم میکنید)
چقدر اینجا از رونق افتاده
نه من وقت میکنم فعالیت کنم، نه فعالیت درست حسابی دارم، نه ناشناس درست حسابی داریم
ایگی هم که رسما داره میره
هعی روزگار
من یه چیزی فهمیدم.
من یه نویسندهام و میتونم هر کاری رو کاغذ کنم، از گذاشتن ضعفای خودم تو شخصیت گرفته تا کشتن و زجر دادن کسی که تو واقعیت ازش بدم میاد.
یعنی اینو میدونستما ولی الان که بهش فکر میکنم خیلی خفن به نظر میاد، فکرشو کن، فقط چندتا کلمه لازمه تا آدم بتونه مثل خدا (البته با نمیشه مقایسه کرد واقعا، ولی خب) بتوته کلی زندگی و داستان و شخصیت خلق کنه و به معنای واقعی تنها محدودیت یه نویسنده تو نوشتن، تخیلشه
و نمیدونم همه اینجورین یا نه اما وقتی مینویسی خود به خود توی زندگیت هم ادبی میشی، مثلا امروز تو حیاط مدرسه آب داشت میرفت و من یه آدم که برای رسیدن به رویاش هر کاری میکنه رو به آبی که خاکها رو کنار میزنه، تو ذهنم تشبیه کردم.
و ایدههام هم دقیقا همینجوری میان، یه چیز کوچیکی میبینم و میگم، عه! ببین این میتونه یه ایده باشه
خلاصه که نویسندگی خیلی خفن و عجیبغریبه.
و به قول سروش صحت، فقط بنویسید، اصلا اهمیتی نداره که چی مینویسید حتی میتونید کل صفحه رو پر از نمیدانم چی بنویسم کنید، اون نوشتنه مهمه.
(دقیق جملهشو یادم نیست ولی مفهوم همین بود)