گاهی چیزهایی میبینم که به خودم میگم اگر منِ خردسال میدونستشون همه چیز چقدر فرق میکرد؟
با عشق تمام بین قفسه های کودکانه قدم زدم تا ببینم کودک درونم دست روی چه کتاب هایی میزاره...
و بله این کتابِ جذابِ کوچولو😭✨💐
یه جاهایی به علاوه ی گرافیک زیبا و گوگولی نوشته بود:
《گاهی غصه در خانه ات را میزند
تو از او فرار میکنی و شاید حتی از او بترسی
گآهی با تمام وجود سعی میکنی پنهانش کنی
اما بعدش احساس میکنی خودت تبدیل به غصه شده ای!
سعی کن از غصه نترسی
رویش اسمی بگذار
به حرف هایش گوش کن،از او بپرس اهل کجاست؟
بپرس چه میخواهد؟
باهاش دوست شو و با او وقت بگذران
کارهایی بکن که هردوی شما از آن لذت میبرید مثل نقاشی،گوش کردن به موسیقی
...
در آخر که هردوی شما از وقت گذراندن باهم حسابی خسته شدید
بروید و بخوابید
اصلا شاید صبح که بیدار شدی او رفته باشد!》
'نیلوفر آبی'
به عنوان یک متافیزیک فن عزیزانم قطع به یقین این کتاب منو به سمت خودش میکشونه
البته که قسمت نشد بخرمش اما همون چند صفحه ای که از این کتاب قطور ورق زدم هم کافی بود تا بفهمم چقدر چیزها وجود داره که هنوز نمیدونیم⭐️✨